شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي .
« 1 » و نيز طعام را در انواع خوردنىها به كار برده است :
فَإِذا طَعِمْتُمْ فَانْتَشِرُوا .
« 2 » آيا كسى جرئت دارد كه اين آيه را بدين ترتيب تفسير كند : وقتى جو مىخوريد - مثلا - پراكنده شويد ؟ و اگر كسى براين تفسير جرئت كند ، اين پرسش مطرح مىشود كه اين تفسير چه نوع تفسير است ؟ حتى خداوند سبحان طعام را به معناى گوشت به كار برده است :
قُلْ لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ ؛
« 3 » بگو : در آنچه به من وحى شده حرام شدهاى نمىيابم بر هيچ خورندهاى كه آن را بخورد و مگر آنكه مردارى باشد يا خون ريختهاى - جهندهاى - يا گوشت خوك .
برمبناى آيهء فوق است كه ما براين اعتقاديم كه ذبيحههاى اهل كتاب حلال است ؛ البته مشروط براينكه بدانيم ساير شرايط ذبح از قبيل رو به قبله بودن ، نام خدا بردن و بريده شدن چهار رگ اصلى وجود دارد » .
ج ) ناسازگارى با آيات . سومين مبناى نويسنده الكاشف در نقد و بررسى نظريات تفسيرى سازگارى و ناسازگارى با آيات است ؛ براى نمونه در ذيل آيهء
وَ إِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ
« 4 » ديدگاه مفسرانى كه اهل كتاب را يهوديان معرفى كردهاند به جهت ناسازگارى با عموم لفظ ، نادرست نشان داده شده است .
افزون براين ، نظريهء مفسرانى را كه ضمير « انه » را به پيامبر بازمىگردانند ، نه به مسجد الحرام به آن جهت كه « المسجد الحرام » به ضمير نزديكتر است نپذيرفته است .
در مواردى نيز محمّد جواد مغنيه نادرستى ديدگاه مفسران را ناسازگارى با آيات
هامش
( 1 ) . بقره ( 2 ) آيهء 149 .
( 2 ) . احزاب ( 33 ) آيهء 53 .
( 3 ) . انعام ( 6 ) آيهء 145 .
( 4 ) . بقره ( 2 ) آيهء 144 .