إِنَّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً وَ لا تُسْئَلُ عَنْ أَصْحابِ الْجَحِيمِ .
اين آيه وظيفهء پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را مشخص مىكند و اينكه او آموزگار است و نه حاكم ، بيانگر حقّ است و نه اجباركنندهء به قبول آن . ازاينرو ، آيهء فوق نظير اين آيه است : « حق را از سوى پروردگارت بگو . پس هركه بخواهد ايمان مىآورد و هركه بخواهد كفر مىورزد » . « 1 »
همچنين ، آيه نوعى دلدارى براى پيامبر است ، تا به سبب كفر كافران و دشمنى دشمنان دلگير نشود .
وَ لَنْ تَرْضى عَنْكَ الْيَهُودُ وَ لَا النَّصارى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ .
صاحب مجمع البيان مىگويد : « يهود و نصارا از حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله تقاضا كردند كه با آنان مدارا كند و نيز اظهار داشتند كه اگر با آنان از روى مدارا و مسامحه رفتار كند ، از او پيروى خواهند كرد و به وى ايمان خواهند آورد . ازاينرو ، خدا او را از آنان و همراهى ايشان نااميد كرد . اين امر نشان مىدهد كه خشنود كردن يهود و نصارا در هيچ حالتى درست نيست ؛ زيرا خدا خشنود كردن آنها را به اين منوط مىكند كه پيامبر ، يهودى و يا نصرانى شود . وقتى يهودى شدن و يا نصرانى شدن پيامبر محال باشد ، خشنود كردن آنها نيز محال خواهد بود » .
واقعيت آن است كه تمام پيروان اديان و گروهها چنين گرايشى دارند و اين به يهود و نصارا اختصاص ندارد و حتّى برخى از مردم از تو خشنود نمىشوند ، مگر آنكه خود را بردهء آنها قرار دهى . قرآن كريم اين گرايش نفرتانگيز را به شدّت محكوم مىكند و مردم را به زندگى دينى و مسالمتآميز با همهء پيروان اديان فرامىخواند و تمام پيامبران را مقدّس مىشمارد و با تمام نيكى از آنها ياد مىنمايد و بر پيروان خود واجب مىكند كه همهء پيامبران را بپذيرند و به آنان ايمان بياورند و اين از نيرومندترين عوامل برادرى و هميارى ميان پيروان اديان و مذاهب است . درهرحال ، خداوند تنها يهود و نصارا را
هامش
( 1 ) . كهف ( 18 ) آيهء 29 .