ما به آسمان رفتنت را باور نكنيم مگر اينكه براى ما كتابى كه از آن بخوانيم بياورى » .
خداوند از اين سخنان با اين آيه پاسخ مىدهد :
« كَذلِكَ قالَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِثْلَ قَوْلِهِمْ تَشابَهَتْ قُلُوبُهُمْ قَدْ بَيَّنَّا الْآياتِ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ » ؛
يعنى اين اصرار در پيشنهاد كارهاى بيهوده ، تنها به كسانى كه آنها را به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله پيشنهاد مىكردند اختصاص ندارد ؛ زيرا قوم موسى نيز به وى گفتند : « آشكارا خدا را به ما نشان بده » « 1 » و نيز گفتند : « براى ما خدايى قرار بده ، چنانكه آنها خدايانى دارند » . « 2 » نصارا به عيسى گفتند : « آيا پروردگارت مىتواند مايدهاى را از آسمان براى ما فروفرستد ؟ » « 3 » وجه شباهت ميان كسانى كه به حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله پيشنهاد مىكردند و كسانى كه به موسى و عيسى عليه السّلام پيشنهاد مىكردند ، همان چيزى است كه خداوند بدان اشاره مىكند :
« تَشابَهَتْ قُلُوبُهُمْ » ؛
دلهاشان شبيه هم است . خواستهء معقولى كه بايد بدان پاسخ داده شود اين است كه خداوند پيامبرش را با شواهد و دلايل تأييد كند ، دلايلى كه در ذهن كسىكه دلش خالى از شبههها و كدورتها باشد و حق را براى حق بخواهد ، مجالى براى ترديد باقى نمىگذارد . بهراستى ، خداوند هم ، چنين كرد ؛ زيرا بهقدر كافى بر اثبات نبوت حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله دلايل آشكار آورده است . امّا خواستن دليل بيش از اين مقدار ، جز لجاجت و زورگويى سبب ديگرى ندارد . بديهى است كه شخص كينهتوز و لجباز را نبايد پاسخ داد ، بلكه بايد از او روى برتافت و او را به حال خود گذارد . مراد از « قوم يوقنون » كسانى هستند كه يقين را از راه درستش مىطلبند ؛ راهى كه در شأن يقين باشد و انسان را بدان برساند .
مدلول و نوع دليل
در تفسير آيهء 111
« قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ »
قبلا بيان كرديم كه هر
هامش
( 1 ) . نساء ( 4 ) آيهء 153 .
( 2 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 138 .
( 3 ) . مائده ( 5 ) آيهء 112 .