تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠
ياد كرده است ، تا - به گفتهء صاحب مجمع البيان - پيامبر را از پيروى آنان از وى نااميد سازد .
قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى .
در تفسير آيهء 26 :
« يُضِلُّ بِهِ كَثِيراً وَ يَهْدِي بِهِ كَثِيراً »
بخش « هدايت و گمراهى » گفتيم كه هدايت چند معنا دارد : يكى به معناى بيان حق ، ديگرى توفيق دادن به هدايت و كارنيك و سومى به معناى پاداش و . . . مراد از هدايت در اين‌جا اسلام است كه خدا آن را به پيامبرش حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله وحى كرد و سواى آن هواى نفس است نه هدايت . معناى اين جمله اين است : اى محمّد ، به يهود و نصارا بگو : آنچه من باور دارم حق و آنچه شما مىپنداريد ، باطل و گمراهى است . بنابراين ، چگونه حق را رها و گمراهى را پيروى كنم .

دشمنان دين و مبدأ

خداوند به پيامبر بزرگوارش خبر داده است كه يهود و نصارا هرگز از وى خشنود نمىشوند ، مگر اين‌كه او از دين آنها پيروى كند . به‌رغم اين‌كه خدا مىداند كه محمّد صلّى اللّه عليه و إله معصوم است و از خواسته‌هاى آنان پيروى نمىكند ، اين هشدار را به او مىدهد : « اگر از آن پس كه خدا تو را آگاه كرده است از خواستهء آنها پيروى كنى ، هيچ ياور و مددكارى از جانب او نخواهى داشت » . مفسّران براى درستى اين نهى و هشدار دو دليل بيان كرده‌اند : نخست اين‌كه امكان صدور معصيت از پيامبر ، ذاتى و امتناع آن عرضى است ، بدين معنا كه او باوجود اين كه توان معصيت را دارد ، آن را ترك مىكند ، و گرنه ترك معصيت برايش فضيلت محسوب نمىشد . اين نهى و هشدار نيز به اعتبار اين‌كه صدور معصيت از پيامبر ذاتا ممكن مىباشد آمده است و امكان عرضى آن به سبب عصمت ، مدّنظر نبوده است . دوم اين‌كه خطاب در اين‌جا از باب « به تو مىگويم ، همسايه بشنود » است ؛ يعنى خطاب در ظاهر متوجّه پيامبر و درواقع براى مردم است .