واژگان
البارئ : آفريننده . المنّ : مادهاى چسبنده كه به عسل شباهت دارد . السلوى : پرندهاى است معروف ( بلدرچين ) . الغمام : اسم جنس و مفرد آن غمامة ( ابر ) است و « تاء » نشانهء مفرد بودن مىباشد و نه براى تأنيث ؛ نظير حمام و حمامة .
اعراب
« يا قَوْمِ » ،
مناداى مضاف به « ياء » متكلّم است [ كه در اصل قومى بوده ، ] آنگاه « ياء » حذف شده و كسره ماقبل آن باقى مانده است تا دلالت بر ياء محذوف كند .
« جَهْرَةً »
جانشين مفعول مطلق است .
« كُلُوا »
فعل امر و جمله در محلّ نصب و مفعول براى فعل محذوف و تقدير آن : « قلنا كلوا » است .
تفسير
وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِاتِّخاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلى بارِئِكُمْ .
هر معنايى كه به صرف شنيدن لفظ درك شود ، نيازى به تفسير ندارد و شرح و تفسير آن بىجاست . اين آيه نيز از همين قبيل است .
فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ .
ظاهر معناى « قتل » ، همانا از ميان بردن جان است و دليلى هم وجود ندارد كه آن را توجيه كنيم و بگوييم : مقصود از آن مخالفت با هواىنفس و خواركردن نفس از طريق اعتراف به گناه و يا - چنانكه گفتهاند - زيادهروى در طاعت خداست . مراد از « انفس » در اينجا برخى از آنهاست ؛ يعنى برخى از افراد برخى ديگر را بكشند و كسىكه از ميان شما ، با پرستيدن گوساله از دين خود برنگشته ، كشتن كسى را كه از دينش برگشته است به عهده بگيرد ؛ درست مانند آيهء
« فَإِذا دَخَلْتُمْ بُيُوتاً فَسَلِّمُوا عَلى أَنْفُسِكُمْ » ؛
برخى از شما بر بعضى ديگر سلام