مذكر و مؤنّث در آن يكسان است . جمع اين واژه « مواس » و « مواسيات » است .
بنابراين ، موسى به اين معنا ، واژهاى عربى است و نه عجمى . امّا واژهاى كه مقصود از آن ، پسر عمران عليه السّلام مىباشد ، عجمى است و نه عربى ، و در زبان قبطى اين كلمه مركّب است از دو جزء « مو » كه به معناى آب است و « سى » كه نام درخت است و در زبان عبرى بدان « شى » گفته مىشود . بنابراين ، موسى به معناى « آب درخت » است . امّا سبب اينكه موسى را « آب درخت » ناميدند ، آن است كه وقتى كنيزان آسيه ، همسر فرعون به منظور شستشوى خويش در آب كنار درخت بيرون رفتند ناگهان تابوتى را كه موسى در داخل آن قرار داشت بر سطح آب ديدند . ازاينرو ، آن را گرفتند و با خود بردند .
امّا « فرقان » عبارت است از : چيزى كه دو چيز را از يكديگر جدا مىكند ، و مقصود از آن در اينجا چيزى است كه حق را از باطل جدا مىسازد .
اعراب
آنچه نخستينبار به ذهن تبادر مىكند ، آن است كه
« أَرْبَعِينَ »
ظرف و مفعولفيه باشد ، درحالىكه چنين نيست ؛ زيرا تركيب تابع صحّت معناست و اگر
« أَرْبَعِينَ »
مفعولفيه باشد ، لازم مىآيد كه وعدهء خدا به موسى ، به تعداد شبها افزايش پيدا كند ، زيرا « وعد » در ليالى عمل كرده است و حال آنكه مىدانيم خداى سبحان تنها يك وعده به موسى داد و آن هم پس از سپرى شدن چهل شب . بنابراين ، كلمهء محذوف « انقضاء » ، مفعولبه دوم براى
« واعَدْنا »
مىباشد .
پس از حذف اين كلمه ،
« أَرْبَعِينَ »
جانشين آن شده و اعراب آن را گرفته است ، چنانكه مىگويى : اليوم ثلاثة من الشهر ؛ يعنى « تمام الثلاثة » ؛ امروز پايان سه روز است ؛ چراكه عدد يك ، غير از سه است [ و نمىتوان گفت امروز سهتاست ] .
« لَيْلَةً »
تميز است .