تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
وحى كرديم . . . » . « 1 » « خدا به عدل و احسان و بخشش به خويشاوندان فرمان مىدهد و از فحشا و زشتكارى و ستم نهى مىكند » . « 2 » خلاصه ، برخى از مسائل عقيدتى بر عقل استوار است و برخى ديگر بر وحى ، و احكام شريعت تابع مصالح و مفاسد است . به دعوت اسلام ، كسانى پاسخ مثبت دادند كه به غيب ، ايمان آوردند ، نماز را برپا داشتند و زكات دادند ، درحالىكه كافران و منافقان از اين امور روى برتافتند . خدا در ابتدا ، در آيات پيشين ، مؤمنان و آن‌گاه در مرحلهء دوم ، كافران را ياد كرده و در مرحلهء سوم ، به ذكر منافقان و خصوصيات آنان پرداخته است .

كسىكه به حق پاىبند است

مردم از لحاظ پاىبند بودن به حق و نبودن آن بر دو دسته‌اند : نخست كسىكه براى حق پاىبند به حق است و براى او فرق نمىكند كه حق با غرض شخصىاش سازگارى داشته باشد و يا نداشته باشد و حتّى چنين كسى هدفى كه با حق تضاد داشته باشد ندارد ، و گرنه التزام به حق نداشت . او براى حق ، ايثار مىكند ، سختىها را بر دوش مىكشد ، همچون بيمارى كه تندرستى را در نوشيدن داروى تلخ و درد چاقوى جرّاحى جستجو مىكند . ديگر كسىكه به هيچ‌چيزى پاىبند نيست و هيچ‌چيز براى او ارزشى ندارد ، مگر اين‌كه با غرض و هواى نفسانى او سازگارى داشته باشد و از انتقاد هم باكى ندارد . چنين فردى از دو حالت بيرون نيست : يا حق را در ظاهر و باطن تكذيب مىكند و يا تنها در باطن ، و نه در ظاهر . در اصطلاح قرآنى اوّلى را كافر و دومى را منافق مىنامند . فرد پاىبند به حق با تكذيب‌كنندهء آن ، چه منافق و چه كافر ، تفاوت دارد :
هامش
( 1 ) . انبياء ( 21 ) آيهء 73 . ( 2 ) . نحل ( 16 ) آيهء 90 .