تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
1 . پاىبند به حق ، احساس مسئوليت مىكند بر خلاف كسىكه به حق التزام ندارد هيچ‌گونه احساس مسئوليتى در او نيست . 2 . پاىبند به حق ، به چيزى ايمان نمىآورد مگر با دليل قانع‌كننده ؛ امّا كسىكه به حق التزام ندارد ، به چيزى از روى دليل ، حجّت و منطق ايمان نمىآورد ؛ زيرا او جز به خواسته‌هاى خود ، به هيچ‌چيزى ديگر اعتقاد ندارد و اگر گه‌گاه به توجيه ظاهر خواستهء خود مىپردازد صرفا براى پنهان كردن از مردم و حفظ موقعيّت خود نزد آنان است . 3 . پاىبند به حق ، جا را براى انتقاد باز مىكند و به آن خوشامد مىگويد و با كمال دقّت به سخنان ناقد گوش فرامىدهد و چنانچه برايش روشن گردد كه اشتباه كرده ، از نظريّه‌اش دست برمىدارد . معناى آيهء هيجدهم از سورهء زمر نيز همين است : « آن كسانى كه به سخن تو گوش مىدهند و از بهترين آن پيروى مىكنند » . كسىكه در برابر حق بىپرواست [ برحسب مثل معروف ] « ماده بز است هرچند پرواز كند » . « 1 » خدا كسانى را كه در گمراهى خود پافشارى مىكنند ، در چند آيه با بيانى ژرف و رسا به تصوير مىكشد : « گفتند : دل‌هاى ما از آنچه ما را بدان دعوت مىكنى در پرده است . گوش‌هايمان سنگين است و ميان ما و تو حجابى است . تو به كار خود پرداز و ما نيز به كار خود مىپردازيم » . « 2 » « اگر آنان‌را دعوت كنيد ، دعوت شما را نمىشنوند و اگر بشنوند اجابت نمىكنند » . « 3 » 4 . حق پاىبند ، چنانچه پس از تحقيق و جستجو ، گرفتار خطايى بشود ، بخشوده
هامش
( 1 ) . گويند : دو نفر از دور سياهىاى را ديدند . يكى گفت : آن بز است . ديگرى گفت : كلاغ است . هركدام بر گفتهء خويش پاى مىفشرد . پس از چند لحظه ، كلاغ پرواز كرد . آن‌كه سخنش درست از كار درآمده بود به دوستش گفت : ديدى ؟ رفيقش گفت : ماده بز است هرچند پرواز كرد ! و ضرب المثل شد . ( 2 ) . فصّلت ( 41 ) آيهء 5 . ( 3 ) . فاطر ( 35 ) آيهء 14 .