فصل ششم در بيان تحصيل ملكه حلم است
بايد دانست كه انسان مادامى كه در اين دنيا است ، به واسطه آنكه در تحت تغيّرات و تصرّفات واقع است ، تبديل هر ملكه [ اى ] به ملكه [ اى ] مىتواند بكند ، و اينكه مىگويند : « فلان خُلق ، فطرى و جبلّى است و قابل تغيير نيست » « 1 » ، كلامى است بىاساس ، و پايه علمى ندارد .
و اين مطلب ، علاوه بر آنكه برهانى است در فلسفه « 2 » ، و وجدانى نيز هست ، شاهد بزرگش آن است كه در شريعت مطهّره ، تمام اخلاق فاسده مورد نهى واقع شده است و براى علاج آنها دستور داده شده ، و تمام اخلاق حسنه مورد امر است و براى تحصيل آنها نيز دستور رسيده است . پس انسان مادامى كه حيات دنياوى را از دست نداده ، بايد قدر آن را بداند و در تحصيل ملكات فاضله كه اساس سعادت بر آنها نهاده شده ، بايد كوشش كند و با هر رياضتى است ، پس از قلع ملكات خبيثه از نفس ، در تحصيل مقابلات آنها كه جنود عقل و رحمان است ، بايد جانفشانى كند و خوددار از آن نباشد ، و نبايد به نداشتن اخلاق فاسده فقط ، قانع شود ؛ زيرا قلع مادّه فساد ، مقدّمه براى اصلاح و تكميل نفس است .
و آنچه بيشتر مورد نظر [ است ] ، حصول كمالات روحانيه است كه مايه سعادت انسانى است و مقدمه كمال تامّ توحيدى است ؛ چنانچه تقوا ، خود نيز
هامش
( 1 ) - ر . ك : صفحه 52 .
( 2 ) - الحكمة المتعالية ، ج 9 ، ص 86 ، فصل 2 - 3 ، از باب 9 ؛ اخلاق ناصرى ، ص 101 .