آن عالم با چه حسرتها و ندامتها مواجه مىشود
وَ الْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ
« 1 » .
به خدا قسم كه انسان خسارتش به قدرى است كه اگر اطّلاع بر آن حقيقتاً پيدا كند ، آرام و قرار نخواهد گرفت ؛ تمام سرمايههاى سعادت خود را از دست داده سهل است ، در راه تحصيل شقاوت خرج نموده و با عرق جبين و كدّ يمين براى خود ، جهنّم و آتش تهيه كرده . براى احتياج چندساله به زندگانى دنيا ، تمام اوقات خود را كه بايد صرف تحصيل زندگانى ابدى كند ، از دست داده و دلبستگى به جايى پيدا كرده كه پس از چندروزى از دست خواهد داد و به جز حسرت و ندامت چيزى عايدش نشود .
خليلآسا درِ علم اليقين زن * نداىِ لا احِبُّ الْآفِلينْ زن « 2 »
انسان اگر قدرى در حال اولياء - عليهم السلام - كه معلّمين عملى بشر هستند ، دقت كند ، درمىيابد خسران خود را .
خدايا ! ما در خوابيم و عمر خود را از دست - در راههاى بيهوده - داديم . تو خود ، ما را از اين خواب گران برانگيز و چشم ما را به راه راست بينا كن و دل ما را از اين دار الغرور منسلخ كن و ما را از غير خودت كور كن و به جمال جميل خود ، دل ما را روشنى ده ، إنَّكَ ذُوفَضْلٍ عَظِيمٍ .
هامش
( 1 ) - « سوگند به زمان . كه انسان در زيانكارى است » . ( العصر ( 103 ) : 1 - 2 )
( 2 ) - هفت اورنگ ، مثنوى يوسف و زليخا ، بخش 3 در اثبات واجب الوجود .