پيدا كرد ، ديگران بايد او را علاج كنند . در اين صورت ، خيلى صعب العلاج است ، و با پند و موعظت كار از پيش نمىرود ؛ ناچار اينجا بايد با تخويف و ترساندن يا حاضرشدن اشخاصى كه از آنها حشمت مىبرد [ علاج كنند ] ؛ زيرا غضب در پيشگاه آنان كه در نظر انسان بزرگ و صاحب حشمتند ، اشتعال ظاهرى پيدا نكند و محتقن در باطن شود و توليد حزن در باطن كند .
و گاه شود به واسطه اين احتقانِ غيظ ، انسان دچار امراض مُهْلِكه شود . از اين جهت ، واگذاركردن صاحب غضب را در اين حال به حال خود و منصرفنمودن آن را با حيلههاى عملى ، اصلح است ، و در عين حال كار بسيار مشكلى است .
فصل پنجم در علاج اساسى سفه و افراط غضب به علاج اسباب مهيِّجه آن
و آنها بسيار است كه ما اكتفا مىكنيم به يكى از مهمّات آن ، كه سِمَت اساس و بنيان ساير اسباب را دارد .
يكى از مهمّات اسباب مهيّجه آن ، مزاحمتنمودن با يكى از مطلوبات نفسانيه او است ؛ چنانچه سگها چون اجتماع كنند بر سر يك جيفه مُردارى ، چون مزاحمت در پيش آيد ، غضب آنها فوران كند و جنگ و جنجال برپا شود .
از حضرت مولى الموالى ، علىّ بن ابىطالب - عليه السلام - منقول است كه فرمودند : « دنيا جيفه است و طالبش سگها هستند » « 1 » ، و اين از بهترين تشبيهات است ؛ زيرا تكالب بين ابناء دنيا بر سر اين جيفه گنديده است .
از اين جهت ، اسّ اساس و امّ الأمراض را بايد حبّ دنيا كه رأس تمام
هامش
( 1 ) - ر . ك : صفحه 262 .