تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
فرموده است ، براى آن است كه شفاعت ، آخرين وسيله است ، و ممكن است پس از زمان‌هاى زياد توسّل به آن وسيله شود ؛ چنانچه ذخيره را در وقت بيچارگى و در آخر امر مورد استفاده قرار مىدهند » . اگر اين مطلب را احتمال هم دهيم ، براى ما كفايت مىكند كه از اين خواب غفلت و غرور شيطانى برخيزيم و به فكر اصلاح نفس برآييم و خود را با انوار اطاعت و مودّت اولياء - عليهم السلام - متناسب با آنها كنيم تا مورد شفاعت آنها شويم و نور شفاعت آنها با نورانيت اطاعت ما شَفْعْ شود و جذبه روحانيت آنها ما را مجذوب كند ، واللَّه الهادى .

فصل چهارم در بيان علاج غضب در حال فَوَران آن

بايد دانست كه انسان بايد در حال سكونت نفس كه آتش سوزنده غضب ، فروزان نيست و اشتعال و لهيب آن ، چشم [ و ] گوش انسان را نبسته و نور عقلِ او را خاموش نكرده ، در صدد اصلاح برآيد ؛ زيرا كه در وقت اشتعال آن ، علاج آن ممكن نيست . لكن براى اطفاى نائره سوزان آن نيز در وقت اشتعال ، علاج‌هاى موقّتى هست كه اگر خود انسان ، به‌كلّى ديوانه و بىادراك نشده باشد ، بايد به آن اقدام كند كه جلوگيرى از شدّت و ثورَت آن شود . و علاج در اين موقع ، به آن است كه موجبات انصراف نفس را فراهم كند و خود ملتفت حال خود شود كه در اوّل پيدايش مقدمات آن ، براى خود تغيير حال تحصيل كند و تا به‌كلّى عنان گسيخته نشده ، خود چاره خود را كند . اگر بتواند از آن محلّى كه اسباب غضب در آن مهيّا مىشود ، بيرون رود و خود [ را ]