كن و دست تمسّك به حبل اللَّه متينِ الهى و دامن اولياء خدا زن ! پيغمبر خدا اين دو نعمت بزرگ را براى ما گذاشت « 1 » كه به واسطه تمسّك به آنها از اين گودال ظلمانى طبيعت ، خود را نجات دهيم و از اين زنجيرها و غلها خلاصى پيدا كنيم و به سيرهء انبياء و اولياء متّصف شويم .
چه شد كه علوم انبياء و اولياء ، هر روز ما را از خدا دور و از حزب عقل بعيد مىكند و به شيطان و حزب جهل نزديك مىكند ؟ پس بايد كى به فكر اصلاح افتاد ؟
طالب علم شدى و از آن تجاوز كردى عالم شدى ، به مسند فقاهت و فلسفه و حديث و مانند اينها نشستى و خود را اصلاح نكردى ! پس بايد چه وقت يك قدم براى خدا برداشت ؟ اينها همه دنيا بود ، و تو را به دنيا نزديك كرد و از خدا و آخرت دور كرد و علاقه به دنيا و طبيعت را در دل تو زياد كرد ،
أَ لَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ وَ ما نَزَلَ مِنَ الْحَقِّ
« 2 » . اينها كه ذكر شد ، حال علماء است .
و اما اهل عمل و زهّاد و عبّاد ، آنها نيز بايد از احوال نفوس خود تفتيش و رسيدگى كنند ، ببينند پس از پنجاه سال عبادت و زهد ، در قلوب آنها از آن ، چه
هامش
( 1 ) - « اشاره است به حديث متواتر « ثقلين » كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده است . ( الكافي ، ج 1 ، ص 294 ، « كتاب الحجَّة » ، « باب الإشارة و النصّ على أمير المؤمنين عليه السلام » ، حديث 3 ، و ج 2 ، ص 415 ، « كتاب الإيمان و الكفر » ، « باب أدنى ما يكون به العبد مؤمناً أو كافراً » ، حديث 1 ؛ صحيح مُسلم ، ج 5 ، ص 26 ، « باب فضائل عليّ عليه السلام » ، حديث 36 ؛ المسند ، أحمد بن حنبل ، ج 10 ، ص 59 ، حديث 11073 )
( 2 ) - « آيا براى مؤمنان ، وقت آن نرسيده است كه دلهاى ايشان براى ياد خدا ، و سخن حقّىكه نازل شده است ، خاشع شود ؟ » . ( الحديد ( 57 ) : 16 )