تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى ) — صفحة 357

مساهمون:

ص٣٥٧
ايجاد كند ؛ نه پس از پنجاه سال تحصيل علوم دينى ، به صفات شيطانى تو را متّصف كند . به جان دوست قسم كه اگر علوم الهى و دينى ، ما را هدايت به راه راستى و درستى نكند و تهذيب باطن و ظاهر ما را نكند ، پست‌ترين شغل‌ها از آن بهتر است ؛ چه كه شغل‌هاى دنيوى نتيجه‌هاى عاجلى دارند و مفاسد آنها كمتر است ، ولى علوم دينى اگر سرمايه تعمير دنيا شود ، دين‌فروشى است و وزر و وبالش از همه چيز بالاتر است . حقيقتاً چقدر كم‌ظرفيتى مىخواهد كه به واسطه دو سه‌تا اصطلاح بىسر و پا كه ثمرات شيطانى نيز دارد ، انسان به خود ببالد و عُجْب كند و خود را از بندگان خدا بالاتر و بهتر بداند و بر مخلوق خدا سركشى و سرفرازى كند و خود را عالِم و بزرگ بخواند و ديگران را جاهل و بىمقدار محسوب كند . چقدر جهل مىخواهد كه انسان گمان كند با اين مفاهيم بىمغز ، خود را به مقام علماء باللَّه رسانده و ملائكه پَرِ خود را زير پاى او فرش كرده ، و با اين خيالات توقّع تجليل و احترام از بندگان خدا داشته و راه در كوچه‌ها ، و جايگاه را در مجالس بر بندگان خدا تنگ كند . اينها غرور بىجا است . اينها جهالت و شيطنت است . اينها ارث ابليس است . اينها ظلمات فوق ظلمات است . علم ، نور است ، و نور قلب را روشن كند و وسعت دهد و شرحِ صدر آورد و راه هدايت و سلوك را روشن كند . چه شده است كه در ما اين علومِ رسمى ، ظلمات و ضيق صدر و تدلُّل و تكبّر ايجاد كرده ؟ ! آيا مىتوان اين الفاظ را علوم دانست و با آن در جهان سرافرازى كرد ؟ عزيزا ! از خواب گران برخيز و اين امراض گوناگون را با قرآن و حديث علاج