و ظاهراً صدر اين حديث شريف اين است كه قلب سليم عبارت از قلبى است كه ملاقات كند با خداى تعالى در صورتى كه در آن ، غير خدا نباشد « 1 » .
پس از آن فرمايد : هر قلبى كه در آن شك و شرك باشد ، ساقط است ، و جز اين نيست كه مقصود از زهد در دنيا براى آن است كه قلب فارغ شود براى آخرت ، و از ملاحظه صدر حديث شريف واضح شود كه مقصود از آخرت در اينجا وصول به باب اللَّه است ، و حصول ملاقات جمالِ جميل است ، و زهد حقيقى عبارت از آن است كه قلب از شكّ و شرك خالى شود و غير حق در آن نباشد .
وَبِإسْنادِهِ عَنْ أبِي عَبْدِاللَّهِ ، أنَّهُ يَقُولُ : « إذا تَخَلّى الْمُؤْمِنُ مِنَ الدُّنْيا سَما وَوَجَدَ حَلاوَةَ حُبِّ اللَّهِ فَلَمْ يَشْتَغِلْ بِغَيْرِهِ » « 2 » .
وَفِي مِصْباحِ الشَرِيعَةِ ، قالَ الصادِقُ : « الزُّهْدُ مِفْتاحُ بابِ الْآخِرَةِ وَالْبَراءَةُ مِنَ النّار ، وَهُوَ تَرْكُكَ كُلَّ شَيءٍ يُشْغِلُكِ عَنِ اللَّهِ تَعالى مِنْ غَيْرِ تَأسُّفٍ عَلى فَوْتِها وَلا إعْجابٍ فِي تَرْكِها . . . » « 3 » الحديث .
هامش
( 1 ) - الكافي ، ج 2 ، ص 129 ، « كتاب الإيمان و الكفر » ، « باب ذمّ الدنيا و الزّهد فيها » ، حديث 5 ؛ وسائل الشيعة ، ج 16 ، ص 13 ، « كتاب الجهاد » ، « أبواب جهاد النفس » ، باب 62 ، حديث 7 ؛
( 2 ) - امام صادق عليه السلام مىفرمودند : « وقتى مؤمن از دنيا كناره گرفت ، ترّقى كرده وشيرينى محبّت خدا را مىيابد ، لذا ديگر به غير خداوند اشتغال پيدا نمىكند » . ( وسائل الشيعة ، ج 16 ، ص 13 ، « كتاب الجهاد » ، « أبواب جهاد النفس » ، باب 62 ، حديث 8 )
( 3 ) - « زهد كليد در آخرت و برائت از آتش است ، و آن ترك هر چيزى است كه آدمى را از خدا مشغول سازد ، بدون تأسُّف بر فوت دنيا و نداشتن خودپسندى در ترك آن » . ( مصباح الشريعة ، ص 137 ؛ شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ، عبدالرزاق گيلانى ، ص 191 - 194 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 12 ، ص 45 ، « كتاب الجهاد » ، « أبواب جهاد النفس » ، حديث 13477 « متن حديث مطابقت كامل با اين مصدر دارد » )