امكان ندارد ، بلكه كليه حجب به يك معنا به خود انسان رجوع كند :
تو خود حجاب خودى حافظ از ميان برخيز « 1 »
بيني وبينك إنّيّي يُنازِعُني * فارفعْ بلُطفِكَ إنّيّي مِنَ البيْنِ « 2 »
تفصيل اين اجمال عجالتاً با اين حال مناسب نيست .
فصل پنجم در بيان آنكه « زهد » از فطريات و لوازم فطرت مخموره است ، و « رغبت » از لوازم احتجاب فطرت است
پيش از اين معلوم شد « 3 » كه انسان به فطرت الهيه كه تمام عائله بشرى بر آن مفطور و مخلوقند ، داراى دو فطرت اصليه و فرعيه است كه شايد جميع فطريات به اين دو رجوع كند :
اوّل ، فطرت عشق به كمال مطلق كه آن فطرت اصليهء استقلاليه است ، و دوم ، فطرت تنفر از نقص كه آن فطرت فرعيه است .
و چون حق - جلّ مجده - انسان را براى خود مخلوق فرموده ، چنانچه در
هامش
( 1 ) - تمام بيت اين است :« ميان عاشق و معشوق ، هيچ حائل نيست * تو خود حجاب خودى حافظ از ميان برخيز »( ديوان حافظ ، ص 383 ، غزل 316 )
( 2 ) - « ميان من و تو ، إنيت من با من در نزاع است ، پس به لطف خودت ، إنيت مرا از ميان بردار » . ( ديوان الحلّاج ، ص 160 )
( 3 ) - ر . ك : صفحه 78 - 79 .