تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
لحمى حيوانى بشرى ، انسان لاهوتى الهى ربّانى روحانى شود ، و افق كثرت به افق وحدت متصل شود ، و آخر و اوّل پيوند به هم شود ، و اين كمال حقيقت معرفت است كه در حديث شريف قدسى اشاره به آن فرمايد : « كُنْتُ كَنْزَاً مَخْفِيّاً فَأحْبَبْتُ أنْ اعْرَفَ ، فَخَلَقْتُ الْخَلْقَ لِكَيْ اعْرَفَ » « 1 » و در حديث شريف فرمايد : « أوَّلُ الدِّينِ مَعْرِفَتُهُ » « 2 » . و تمام اعمال قلبيه و قالبيه و افعال روحيه و جسديه براى حصول اين مقصد مقدّس است ، و به غايت بسط معارف الهيه است ، و چون اين مقصد ذاتى استقلالى حاصل نشود مگر به دو امر : يكى « اقبال » به سوى خداى تعالى ، و ديگر « ادبار » از غير حق تعالى و اعراض از ماسوى ؛ از اين جهت ، كليه دعوت‌هاى الهيه يا دعوت بر اقبال به سوى حق تعالى است ، يا دعوت [ به ] اعراض از غير اوست . و كليه اعمال قلبيه و قالبيه و ظاهره و باطنه ، يا نفس اقبال بر خدا و يا اعانت به آن كند ، و يا اعراض از ماسوى اللَّه است يا معين آن است . و شايد در اين حديث شريف كه اشتغال به شرح آن داريم و در احاديث ديگر كه فرمايد : « به عقل گفتيم اقبال كن ! اقبال كرد ، و گفتيم ادبار كن ! ادبار كرد » « 3 » ، منحصرنمودن امر الهى را به « اقبال » و « ادبار » اشاره به همين معنا باشد كه تمام اوامر و نواهى به اين دو مطلب رجوع كند .
هامش
( 1 ) - « من گنجى پنهان بودم ، پس دوست داشتم تا شناخته شوم ، پس آفريدم خَلق را تاشناخته شوم » . ( مشارق أنوار اليقين ، ص 139 ؛ مفاتيح الغيب ، صدر المتألّهين ، ص 293 ؛ كلمات مكنونه ، ص 33 ) ( 2 ) - « اوّل دين ، معرفت و شناخت خداوند است » . ( نهج البلاغة ، ص 39 ، خطبه 1 ) ( 3 ) - الكافي ، ج 1 ، ص 10 ، « كتاب العقل و الجهل » ، حديث 1 ، و ص 26 ، حديث 26 .