حلال آن را از ترس حساب آن ، و ترك مىكند حرامش را از ترس عقاب آن » « 1 » .
لكن بيانات آن سروران دين و مربّيان نفوس به حسب اختلاف ادراكات ، مختلف است ؛ يعنى براى هر كس به فراخور مقام و مرتبهاش ، مرتبهاى از مراتب مقامات انسانيت را بيان مىفرمودند ، و عارف به مقامات نفس و اسلوب كلمات اهل اللَّه ، براى كشف مرادات آنها اين نكته را بايد در نظر داشته باشد تا جمع شتات كلمات اولياء و انبياء - عليهم السلام - در اين ابواب بشود .
درجهء دوم ، زهدِ خاصه است ، و آن عبارت است از اعراض از مشتهيات حيوانى و لذايذ شهوانى براى رسيدن به مقامات عقلانى و مدارج انسانى ، و اين درجه ، از علم و ايمان به بعض مراتب عاليه از عالم آخرت پيدا شود كه به واسطهء آن علم و ايمان ، مشتهيات حيوانى و لذّات جسمانى در نظر ، محقَّر و كوچك شود ، و اين ، مبدأ اعراض و منشأ انصراف نفس از آنها شود .
و لذّات عقليه روحانيه و ادراكات مرسلهء مجرده ، گرچه مورد اعتناء فلاسفه و اعاظم از ارباب علم و دانش هميشه بوده و فيلسوف بزرگ عظيم الشأن ارسطوطاليس ، معلم اوّل ، در اين باب اهميت بسيار داده « 2 » ، ولى اين درجه نيز نزد اصحاب معرفت و ايقان و ارباب حقيقت و عرفان معَلَّل است ، و چون اين اعراض براى لذّت است - گرچه لذّت روحانى - ، قدم نفسانى در كار است و آن زهد حقيقى نيست ، بلكه ترك شهوت و لذّت است براى شهوت و لذّت .
هامش
( 1 ) - متن خبر چنين است : عن الصادق عليه السلام أنّه سُئِلَ عن الزّاهد في الدُّنيا ؟ قالَ : « الَّذِي يَتْرُكُ حَلالَها مَخافَةَ حِسابِهِ ، وَيَتْرُكُ حَرامَها مَخافَةَ عِقابِهِ » . ( عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج 1 ، ص 243 ، حديث 81 ؛ وسائل الشيعة ، ج 16 ، ص 16 ، « كتاب الجهاد » ، « أبواب جهاد النفس » ، باب 62 ، حديث 16 )
( 2 ) - أثُولوجيا ، ص 56 ، ميمر 4 و ص 84 ، ميمر 7 .