انسان اگر از طريق مستقيم منحرف شد ، در هر بابى از ابواب بهيميت و سَبُعيت و شيطنت از ساير بهائم و سباع و شياطين جلو مىافتد ؛ زيرا كه از براى قواى او سِمَت اطلاق است و ديگر موجودات محدود و مقيّدند ، شهوت بهيمى او آخر ندارد ، آتش غضب او عالمسوز است ، شيطنت و روباهبازى او اهل عالم را بدبخت و بيچاره مىكند .
عزيزا ! اين آيات الهيه و تعاليم ربانيه ، براى بيداركردن ما بيچارههاى خواب ، و هشيارنمودن ما سرمستان غافل آمده . اين قصص قرآنيه كه حاصل معارف تمام انبياء ، و خلاصهء سير و رشد همه اولياء و بيان درد و درمان هر عيب و مرض نفسانى و نور هدايت طريق الهى و انسانى است ، براى قصهگفتن و تاريخ عالم نيامده ؛ مقصود از آنها با آن همه تشريفات در تنزيل و نزول ، بيان تاريخ گذشتگان نيست براى صرف اطلاع و تاريخدانى .
مقصود خدا را ، از مقصد مسعودى « 1 » و طبرى « 2 » و امثال آنها تميز بده و به نظر
هامش
( 1 ) - ابو الحسين على بن حسين مسعودى ، مورّخ بزرگ أوايل قرن چهارم هجرى است . وىامامى مذهب و از أولاد صحابى مشهور عبداللَّه بن مسعود بوده ، لذا به مسعودى شهرت يافته است . او اهل سير و سياحت بوده و به شرق و غرب سفر كرده ، و سرانجام در سال 345 يا 346 ق در فُسطاط مصر از دنيا رفته است . آثارى كه از مسعودى باقىمانده است عبارتند از : التنبيه و الاشراف ، أخبار الزَّمان ، إثبات الوصيَّة و از همه مشهورتر : مروج الذَّهب كه خلاصهء دو كتاب أخبار الزَّمان أكبر و أوسط اوست . وى اين كتاب را در موضوعات تاريخ ، جغرافياى أماكن ، سرگذشت ملوك گذشته و أخبار و آثار آنها به رشتهء تحرير در آورده است . ( ريحانة الأدب ، ج 5 ، ص 307 - 309 )
( 2 ) - محمّد بن جرير بن غالب مُكنَّى به ابو جعفر و مشهور به طبرى ، فقيه و دانشمند و مورّخ ايرانى است ، كه در سال 225 ق متولّد و در سال 310 از دنيا رفته است . وى در اكثر علوم داراى تأليفات بوده است ، و آنچه از آثار وى بهجا مانده است ، عبارتند از : أخبار الرُّسل و الملوك ( مشهور به تاريخ طبرى ) ، جامع البيان في تفسير القرآن و اختلاف الفقهاءِ يا اختلاف العلماءِ . ( ريحانة الأدب ، ج 4 ، ص 42 - 43 )