طبيب هست ؟ آيا راهى براى علاج اين احتجاب و ظلمت هست ؟ آيا كسى كه به مقدار خبر يك طفل نابالغ ، خبر انبياء و كتب آسمانى را نشمرده ، بايد او را مؤمن دانست و خواص ايمان را براى او ثابت كرد ؟
اگر آنچه را كه مذكور شد با مراجعه به احوال خود درست يافتى ، بدانكه دود شهوت و غضب ، چشم باطن ما را كور كرده و مجارى ادراك ما را بسته و تصرف شيطان و نفس ، گوش ما را از شنيدن حق و آيات الهيه كر نموده ؛ با چشم بسته و گوش كر ، نتوان حقايق را دريافت كرد .
چنانچه خداى تعالى در سورهء مباركه اعراف در آيه 179 ، در بيان احوال بعضى از ما مىفرمايد :
وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ
« 1 » .
علامت جهنمى بودن آن است كه دلى را كه براى تفقّه و تدبّر در آيات كريمهء صحف تكوين و تدوين خلق فرموده ، و چشم و گوشى را كه براى بصيرت و شنوايى حقايق الهيه مرحمت فرموده ، در آنها صرف نشود و از افق حيوانيت تجاوز ننمايد و به مقام انسانيت لااقل كه مقام تدبيرات عقليه است ، نرسد .
چنين انسانى به حقيقت ، حيوان - گرچه به صورت دنياوى ملكى انسان مىنمايد - بلكه گمراهتر از ساير حيوانات است ، به وجوهى كه يكى از آنها ، آن است :
هامش
( 1 ) - « و بسيارى از جنّ و انس را براى جهنَّم بيافريديم ، آنان را دلهايى است كه با آن نمىفهمند ، و چشمهايى است كه با آن نمىبينند ، و گوشهايى است كه با آن نمىشنوند ، آنها همانند چهارپايان هستند بلكه گمراهتر ، آنان همان غافلانند » .