جسمانيت و صورت ظاهرهء انسان در عالم آخرت و نشئهء ماوراى عالم طبيعت ، تابع صورت روحانيه و مقام نفس است ، و آن عالم مثل اين عالم نيست كه طبيعت مخالف باطن باشد و ملك بدن از ملكوت نفس تعصّى كند ، و اين مطلب در علم اعلى مبرهن است « 1 » .
پس اگر انسان در اين عالم سير به طريق مستقيم انسانيت كرد و تعديل آن سه قوّه را كرد و آنها را تابع روحانيت و عقل كرد و سير باطن و ظاهر در تحت ميزان شريعت الهيه شد ، باطن او ملكهء استقامت پيدا كند و صورت روح و باطن صورت مستقيمهء انسانيه شود . پس صورت جسمانيه و ظاهر او در آن عالم مستقيم و به صورت جميله انسانيه است .
و اگر مقام روحانيت نفس و نشئه عقليه آن تابع يكى از سه قوّه ديگر شد ، پس هر يك از اين سه قوّه غلبه كرد و ديگر قوا را در تحت نفوذ خود قرار داد و ظاهر و باطن مملكت انسانى را به حكم خود كرد ، صورت باطن ملكوتى تابع آن شود . پس صورت غيبيه ملكوتيه يا به شكل سَبُعى از سباع شود اگر غلبه با قوهء غضبيه شد ، و يا به شكل بهيمه [ اى ] از بهائم شود اگر غلبه با شهوت شد و مملكت ، مملكت شهوى شد ، و يا به شكل شيطانى از شياطين درآيد اگر غلبه با واهمه شيطانيه شد و مملكت به تصرف شيطان درآمد . اينها صور بسيطهء ملكوتيه است .
و گاه شود دو قوّه از اين سه قوّه حكمران در مملكت شود و انسان در عين حال كه در كمال غضب است ، در كمال شهوت نيز هست ، يا با كمال شيطنت ،
هامش
( 1 ) - ر . ك : الحكمة المتعالية ، ج 9 ، ص 330 ؛ تقريرات فلسفه ، امام خمينى قدس سره ، ج 3 ، ص 64 و 230 ؛ شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ، امام خمينى قدس سره ، ص 101 .