التوكّل » « 1 » همين است كه مذكور شد ؛ گرچه شارح قاسانى « 2 » غير از آن فهميده و شرح كرده « 3 » . بالجمله ، اجمال در طلب و سعى در حاجات خود و مؤمنين ، منافات با توكل ندارد ، چنانچه معلوم شد .
فصل پنجم در بيان آنكه توكل از جنود عقل و از لوازم فطرت مخموره است ، و اشاره به معنى حرص و اينكه از جنود جهل و ابليس و از لوازم فطرت محجوبه است
بدانكه يكى از لطايف و حقايقى كه در فطرت تمام عائلهء بشرى ، به قلم قدرت ازلى ، ثبت و از احكام فطرت مخموره است ، فطرت افتقار است .
و آن ، چنان است كه جميع سلسلهء بشر - بىاستثناء احدى از آحاد - بىاختلاف رأيى از آراء ، خود را به هويت ذاتيه و به حسب اصل وجود و كمال
هامش
( 1 ) - منازل السائرين ، ص 65 ، باب التوكل .
( 2 ) - مراد از شارح قاسانى ، ملّا عبدالرزّاق كاشانى ، متوفّى در سال 735 ق است . وى از عرفاى محقّق قرن هشتم هجرى و جامع علوم ظاهرى و باطنى بوده . وى از اجلّه شاگردان شيخ كبير صدرالدين قونوى ، و با علاءالدوله سمنانى معاصر بوده و مكاتبات عرفانى داشته ، و شاگردى محقّق همچون شيخ داوود قيصرى ( شارح مشهور فصوص ابنعربى ) را تربيت كرده است . او را تأليفات بسيار بوده كه مشهورترين آنها عبارتنداز : شرح فصوصالحكم ابنعربى ، شرح منازلالسائرين خواجه عبداللَّه انصارى ، تأويلات آيات قرآن كريم ( كه به خطاء به ابنعربى نسبت داده شده است ) و اصطلاحات الصوفيّة . ( نفحات الانس ، ص 483 ؛ ريحانة الأدب ، ج 5 ، ص 34 )
( 3 ) - شرح منازل السائرين ، ملّا عبدالرزّاق كاشانى ، ص 174 - 175 .