الأشْياءَ لِأَجْلِكَ وَخَلَقْتُكَ لِأَجْلي » « 1 » ، پس چون اشياء را براى خود مخلوق ديد و كيفيت استعمال موجودات را در صلاح نفس خود و در رساندن او را به كمال لايق خود دريافت و حق - جلَّ و علا - را عالم به استعمال آنها به وجه صلاح دريافت و بقيهء اركان توكّل را به نور ايمان دريافت ؛ توكل به حق كند و ذات مقدس را براى اين مقصد بزرگ وكيل خود كند .
و چون مرتبه ايمان به حدّ طمأنينه و اطمينان رسيد ، تزلزل و اضطراب به كلّى ساقط شود و دل سكونت به حق و تصرف حق پيدا كند ، و تا انسان در اين حدود است ، در مقام كثرت واقع است و از براى غير حق تصرفى قائل است ، پس چون از اين مقام گذشت ، به نور معرفت جلوه [ اى ] از جلوات توحيد فعلى را دريابد و تصرف ديگر موجودات را ساقط كند و چشم دلش از ديگر موجودات به كلّى كور شود و به وكالت حق - جلّ وعلا - روشن شود .
و چون از اين مقام گذشت ، به مشاهده حضوريه ، جلوهء توحيد را شهود كند و علل توكّل را دريابد ؛ زيرا كه توكّل اثبات امور است براى خود و وكيل خواستن حق است در امورى كه راجع به خود است . پس در اين مقام ، ترك توكل گويد و امور را به حق راجع كند و توكيل و توكّل و وكالت را نقص و شرك انگارد ؛ كه « حَسَنَاتُ الْابْرَارِ سَيِّئَآتُ الْمُقَرَّبِينَ » « 2 » .
و بايد دانست كه توكل ، منافات با كسب ندارد ، بلكه ترك كسب و تصرّف ، به علّت توكّل ، از نقصان است و جهل ؛ زيرا كه توكّل ترك اعتماد به اسباب است و
هامش
( 1 ) - خداوند فرمود : « اى فرزند آدم ، تمام چيزها را براى تو آفريدم ، و تو را براى خود » . ( علم اليقين ، ج 1 ، 381 ؛ الجواهر السنيّة ، ص 361 )
( 2 ) - « نيكىهاى خوبان ، بَدىهاى مُقرّبان است » . ( شرح منازل السائرين ، ملّا عبدالرزّاق كاشانى ، ص 226 ؛ بحار الأنوار ، ج 25 ، ص 205 ، حديث 16 )