فصل چهارم در معرفت بعض مراتب و درجات توكل است
بدانكه اختلاف درجات توكّل به اختلاف معرفت به اركان آن است :
چنانچه اگر به طريق علم ، آن اركان را دريافت ، حكم به لزوم توكّل كند علماً و برهاناً ، و پيش از اين معلوم شد كه اين مرتبه را توكّل نتوان گفت « 1 » .
و اگر ايمان به اركان مذكوره آورد ، صاحب مقام توكّل شود ، و اين اول مرتبه توكّل است .
پس مؤمن چون همه اشياء را براى خود مخلوق مىداند و خود را براى حق ؛ چنانچه شهادت دهد به اين مطلب خودِ مقام جامعيت انسانى ، كه دلالت بر آن دارد آيه كريمه
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ * ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِينَ
« 2 » و همينطور آيه كريمه
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
« 3 » و قول على - عليه السلام - در اشعار منسوب به آن بزرگوار :
« أتَزْعَمُ أنَّكَ جِرْمٌ صَغِيرٌ * وَفِيْكَ انْطَوَى الْعَالَمُ الأكْبَرُ »
« 4 » پس تمام موجودات عوالم غيب و شهادت ، مخلوق براى رساندن اين موجود شريف است به مقام خود ، و در قدسيّات وارد است : « يَابْنَ آدَمَ خَلَقْتُ
هامش
( 1 ) - ر . ك : صفحه 207 .
( 2 ) - « هر آينه به تحقيق ، آدمى در نيكوترين اعتدالى آفريديم ، آنگاه او را به پايينترين مرتبهءفروتران گردانيديم » . ( التين ( 95 ) : 4 - 5 )
( 3 ) - « و خداوند تمامى نامها را به آدم تعليم داد » . ( البقره ( 2 ) : 31 )
( 4 ) - « آيا گمان مىكنى كه تو ، جرمى كوچك هستى ؟ در حالى كه جهانِ بُزرگى در تو پنهان و نَهُفته مىباشد » . ( ديوان اشعار منسوب به اميرالمؤمنين على عليه السلام ، ص 57 ، قافية الراء )