عالم « 1 » - كه در صف نعال عوالم قرار گرفته - كشت فرموده ، او را لايق حركت به اوج كمال غير متناهى و وصول به مرتبه فناىِ مطلق قرار داده « 2 » .
اى انسان ضعيف بيچاره ! آن روزى كه در كتم عدم و چاه نيستى پنهان بودى و نه از تو و نه از پدران تو خبرى بود و « نه از دُرد نشان بود و نه از دُرد نشان » « 3 » ؛
هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً
« 4 » ، كدام قدرت كامله و رحمت واسعه تو را از آن ظلمت بىمنتها نجات داد ، و كدام دست توانا به تو خلعت هستى و نعمت كمال و جمال عنايت فرمود ؟ !
آن روزى كه تو را پس از طى مراحل و مراتب به اصلاب آباء كشاندند و ذرّاتى كثيف و قذر بودى ، كدام دست قدرت تو را به رحم امّهات هدايت كرد ؟ و اين مادهء واحدهء بسيطه را [ چه كسى ] « 5 » اين اشكال عجيبه مرحمت كرد ؟ با كدام خدمت و عبادت ، لايق صورت انسانيه شدى ؟ ! و اين همه نِعم ظاهره و باطنه را با كدام جدّيت بهدست آوردى ؟ ! با كدام جدّيت و طلبِ تو ، تربيتهاى عالم
هامش
( 1 ) - اشاره است به اين آيهء شريفه كه :« لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ مِنْ حَمَإٍ مَسْنُونٍ »؛ « ما آدمى را از گلِ خشك و از لَجن بويناك آفريديم » . ( الحجر ( 15 ) : 26 )
( 2 ) - اشاره است به اين آيهء شريفه كه :« يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقِيهِ »؛ « اى انسان تو با تلاش و رنج به سوى پروردگارت مىروى ، و او را ملاقات خواهى كرد » . ( الانشقاق ( 84 ) : 6 )
( 3 ) - اشاره است به اين بيت :
« بودم آن روز ، من از طايفهء دُرْد كشان كه نه از تاك نشان بود و نه از تاكنشان »
( 4 ) - « هر آينه بر انسان مدّتى از زمان گذشت ، و او چيزى در خورِ ذكر و ياد نبود » . ( الإنسان ( 76 ) : 1 )
( 5 ) - « در نسخه اصل « كى » آمده است » .