پس گوييم : چون مبدأ رضا از حق تعالى ، معرفت عبد است به جميل بودن افعال حق تعالى ، از اين جهت ما مقام جمال حق را ذاتاً و صفتاً و فعلًا بيان كنيم و مراتب معرفت عبد را در اين مقام ذكر كنيم .
بدانكه اول مرتبهاى كه از براى عبد حاصل شود ، علم به جميل بودن حق است ذاتاً و صفتاً و فعلًا به حسب برهان علمى حِكمى ، و اين مقام گرچه مفتاح ابواب معارف است به حسب نوع و متعارف - و اگر كسى به مقامات عاليه عرفان از غير اين طريق برسد ، از نوادر است و ميزان در نوعيت نيست - ولى وقوف در اين مرتبه از حجب بزرگ است بهطورى كه درباره آن گفته شده است : « الْعِلْمُ هُوَ الْحِجابُ الأكْبَر » « 1 » .
و از اين علم برهانى كه حظّ عقل است اخلاق نفسانيه - كه از توابع معارف است - حاصل نشود ، و لهذا چه بسا حكماى بزرگمرتبه در علمِ بحثى ، كه داراى مقام رضا و تسليم و ديگر مقامات روحيه و اخلاق نفسانيه و معارف الهيه نيستند ، در همان حجب علميه تا ابد باقى مانند .
مرتبهء دوم آن است كه همين مرتبه [ را ] كه جمال حق است و جميل بودن اوصاف و افعال او است به قلب برساند ، بهطورى كه قلب ايمان آورد به جميل بودن حق ، و آن ، به آن است كه با شدت تذكّر از نِعَم الهيه و آثار جمال او قلب را خاضع كند تا كمكم صفت جمال حق را دل قبول كند ، و اين مقام ايمان است ، و چون بنده به اين مقام رسيد و دل او ايمان به اين حقيقت آورد ، از حقيقت نوريه رضايت و خوشبينى و خشنودى در دل او جلوهاى واقع شود ، و اين اوّلمرتبهء رضا است ، و قبل از اين ، از آن اثرى نيست ، و لهذا در روايات شريفه ، رضا را
هامش
( 1 ) - أسرار الحكم ، ص 234 .