نيست ، ولى اتّصاف به حقايق و وصول به مقامات با اين دعويها نشود ؛ خصوصاً مقام رضا كه از اشقّ مقامات است .
درجهء دوم ، رضا به قضاء و قدر حق است ؛ يعنى خشنودى از پيشآمدهاى گوارا و ناگوار ، و فرحناكى از آنچه حق تعالى براى او مرحمت فرموده - چه از بليّات و امراض و فقدان احبّه باشد و چه از مقابلات آنها - و پيش او بليّات و امراض و امثال آن با مقابلاتش يكسان باشد در اينكه هر دو را عطيه حق تعالى شمارد و به آن راضى و خشنود باشد ؛ چنانچه روايت شده كه حضرت باقر العلوم - سلام اللَّه عليه - در سن كودكى از جابر بن عبداللَّه انصارى - رحمه اللَّه - سؤال فرمود كه : چگونه است حال تو ؟ عرض كرد : من مرض را خوشتر دارم از صحت ، و فقر را خوشتر دارم از غنا ، و كذلك . حضرت باقر عليه السلام فرمود : اما ما ، پس هر چه را خداوند عطا فرمايد مىخواهيم ؛ اگر مرض را عنايت كند آن را مىخواهيم ، و اگر صحت را عنايت كند صحت را دوست داريم ، و كذلك « 1 » .
( اين حديث نقل به مضمون شد ) .
و حصول اين مقام نشود مگر با معرفت به مقام رأفت و رحمت حق تعالى به عبد ، و ايمان به اينكه آنچه حق تعالى مرحمت فرمايد در اين عالم براى تربيت بندگان و حصول كمالات نفسانيه آنها و فعليت فطريات مخموره در جبلّت آنان است ، و چه بسا كه انسان به واسطهء فقر و تهىدستى به مقام كمال ذاتى خود
هامش
( 1 ) - متن اين روايت چنين است كه امام باقر عليه السلام به جابر بن عبداللَّه انصارى فرمودند : « كَيْفَتَجِدُ حالَكَ ؟ » قال : أنا في حال الفقر أحبُّ إلَيَّ من الغنى ، والمرض أحبُّ إليَّ من الصِّحَّة ، والموت أحبُّ إلَيَّ من الحياة . فقال الإمام عليه السلام : « أمّا نَحْنُ - أهْلَ الْبَيْتِ - فَما يَرِدُ عَلَيْنا مِنَ اللّهِ مِنَ الْفَقْرِ وَالْغِنى وَالْمَرَضِ وَالصَّحَّةِ وَالْمَوْتِ وَالْحَياةِ فَهُوَ أحَبُّ إلَيْنا » . ( جامع السعادات ، ج 3 ، ص 285 )