تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
شايد اختصاص اين اسم در بين اسماء ، براى همين نكته باشد كه منظور ، وقوع در تحت تربيت ربّ العالمين است كمالًا ؛ چنانچه تكويناً چنين است ؛ چنانچه « رَضِيتُ بِالإسْلامِ دِيناً وَبِمُحَمَّدٍ - صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ - نَبِيّاً وَرَسُولًا وَبِالْقُرْآنِ كِتاباً وَبِعَلِيٍّ أمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ وَأوْلادِهِ الْمَعْصُومِينَ - عَلَيْهِمُ السَّلامُ - أئِمَّةً » « 1 » دعوىهايى است كه اگر خداى نخواسته ، مشفوع به واقع نباشد ، از شؤون نفاق و دروغ محسوب شود . آن كس كه در تحت قواعد دينى اسلامى واقع نشود و خشنود به آن قواعد نباشد و خرّم و فرحناك از احكام اسلاميه نباشد - گرچه به ضرر او و عائلهء او باشد - او نتواند چنين ادعايى كند . كسى كه - نعوذ باللَّه - به يكى از احكام اسلاميه ، در باطن قلب ، اعتراضى دارد يا كدورتى از يكى از احكام اسلاميه در دل دارد يا بخواهد كه يكى از احكام ، غير از اين‌كه هست باشد يا بگويد كه كاش اين حكم كذايى اين‌طور بود نه آن‌طور ! اين راضى به دين اسلام نيست و نتواند اين دعوى كاذب را بكند ، و همين‌طور قياس ساير مراحل . پس رضايت و خشنودى از نبوّت و امامت ، به مجرد اين نشود كه ما به چنين پيشوايان و هاديان راه سعادتى خشنود باشيم ، ولى به طرق سعادت و كمال انسانيتى كه هدايت نمودند ما را ، عمل نكنيم . روح اين دعوى رضايت ، استهزاء است . عزيزا ! دعوى مقامات و مدارج كردن سهل است . چه بسا باشد كه به خود انسان نيز ، مطلب مشتبه شود و خودش نيز نداند كه مردِ ميدان اين دعوى
هامش
( 1 ) - ر . ك : من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 215 ، حديث 12 .