برسد ، و چه بسا كه به واسطه مرض و ناتوانى به سعادات جاويدانى رسد . اينها در صورتى است كه بنده در اوايل مقامات سلوك باشد ، و الّا اگر تحصيل مقام محبّت و جذبه كرده باشد و از كأس عشق جرعهاى نوشيده باشد ، آنچه از محبوبش برسد محبوب او است .
زهر از قِبَل تو نوش دارو است « 1 » * فحش از دهن تو طيِّبات است « 2 »
و اين مقام ؛ يعنى مقام محبت و جذبه را بايد اوائل درجه ثالثه رضا دانست .
و آن ، آن است كه از آن تعبير كنند به رضاء به رضى اللَّه « 3 » . و آن چنان است كه عبد از خود خشنودى ندارد و رضايت او تابع رضايت حق است ؛ چنانچه ارادهء او به اراده او است ؛ چنانچه درحديث شريف است : « رِضَى اللَّهِ رِضانا أهْلَ الْبَيْتِ » « 4 » . گرچه ممكن است اين اشاره به مقام عالىترى باشد كه آن عبارت است از قُرب فرايض كه بقاى بعد الفناء است .
فصل چهارم مبادى مقام رضا
] بدانكه چون مقام رضا از آثار و شؤون معارف الهيه است چون ساير مقامات اهل خصوص ، از اين جهت اشارهء به بعض مبادى آن خالى از مناسبت نيست .
هامش
( 1 ) - « در بعضى از نسخ غزليات سعدى « است » موجود نيست » .
( 2 ) - كلّيات سعدى ، غزليات ، ص 46 ، غزل 53 .
( 3 ) - شرح منازل السائرين ، ملّا عبدالرزّاق كاشانى ، ص 209 .
( 4 ) - « رضايت خداوند ، رضايت ما اهل بيت است » . ( بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 367 ، باب 37 ، حديث 2 )