بر تجلّيات جماليه است .
و يك قسم از قلوب ، آنهايى است كه جمع بين هر دو تجلّى نموده و اين نحو قلوب ، هر چه به افق اعتدال نزديكتر باشند ، كاملترند ، تا آنجا رسد كه تجلّيات جمال و جلال بر حدّ استواء و اعتدال حقيقى ، بر قلب آنها ظاهر شود ؛ نه جلال را بر جمال غلبه باشد و نه جمال را بر جلال ، و صاحب اين قلبِ جمعىِ احدىِ احمدى ، خاتم دائرهء كمال و جامع ولايت مطلقه و نبوّت مطلقه است و آن ، خاتم نبوّات و مرجع و مآب ولايات است « 1 » .
و اين خوف و رجا كه از تجليات اسمائى است ، منقطع شدنى نيست و به انقطاع دار طبيعت و رجوع نفوس شريفهء آنان از اين عالم منقطع نشود . بلى ، در هر نشئه بهطورى ظاهر و داراى اثرى خاص است .
و اينكه در شرح اصول [ كافى ] ، فيلسوف عظيمالشأن اسلامى و حكيم بزرگوار ايمانى - رضوان اللَّه عليه - در ذيل اين فقره از حديث شريف فرمودند كه :
« خوف ، از كمالِ باقيه در عالم آخرت نيست و منقطع مىشود به انقطاع اين عالم . » - « 2 » مقصود غير اين خوف است كه از تجلّيات جلال است ؛ زيرا كه اين تجلّيات بعد از رفع اشتغال از طبيعت ، بالاتر و كاملتر است ، و هرچه ، ارواح و نفوس در غلاف طبيعت باشند از اين تجلّيات محرومترند .
و اين خوف ، از سنخ عذاب و جنس عقاب نيست تا با آن عالم منافات داشته باشد ، و شايد در آن عالم نيز نسبت به همهء نفوس و ارواح كامله ، تجلّى
هامش
( 1 ) - ر . ك : شرح دعاء السحر ، ص 32 ؛ شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ، امام خمينى قدس سره ، ص 400 .
( 2 ) - شرح اصول الكافي ، صدر المتألّهين ، ج 1 ، ص 418 .