فصل چهارم در كيفيت جمع بين خوف و رجا است
و آن به دو نحوه است كه يكى مختص به كاملين و ارباب معارف است و آن جمع بين تجلّيات لطفيه و رحمانيه كه اسماء جمال است و تجلّيات قهريه و كبريائيه كه اسماى جلال است ، يا جمع بين تجلّى به رحمت و تجلّى به عظمت است .
چون قلوب اولياء به حسب فطرت اصليه ، مختلف و متميّزند ، يك قسم از قلوب است كه به افق رحمت نزديكتر و مناسبتر است و آن قلوبى است كه از اسماء جمال و رحمت ، ظاهر شده و خود ، ظهور تجلّى رحمت و جمال است ؛ چون قلب عيسوى « 1 » على نبيّنا وآله وعليه السلام . در اين قلوب ، رجاء غلبه بر خوف دارد و تجلّيات جمال ، غالب بر تجلّيات جلال است .
و يك طايفه از قلوب است كه به افق جلال و عظمت نزديكترند و آن قلوبى است كه از تجلّى جلال ظاهر شده و خود ، ظهور تجلى جلالند ؛ چون قلب يحيوى عليه السلام . در اين قلوب ، خوف غلبه بر رجا ، و تجلّيات جلاليه غالب
هامش
( 1 ) - اشاره است به اين حديث امام موسى كاظم عليه السلام : « كانَ يَحيى بن زكريّا - عليه السلام - يَبكي ولا يَضحكُ ، وكانَ عيسى بن مَريم - عليهما السلام - يَضحكُ ويَبكي ، وكان الذي يَصنعُ عيسى - عليه السلام - أفضلَ مِنَ الذي كانَ يَصنَعُ يحيى عليه السلام » ؛ « يحيى بن زكريا - عليه السلام - گريه مىكرد و نمىخنديد ، وعيسى بن مريم - عليهما السلام - مىخنديد و گريه مىكرد ، و آنچه كه عيسى انجام مىداد بهتر از آن چيزى بود كه يحيى انجام مىداد » . ( الكافي ، ج 2 ، ص 665 ، « كتاب العشرة » ، « باب الدعابة و الضحك » ، حديث 20 )