آنجا انجام گيرد ، و جزء مصفّاى آن ، كه صالح است براى بَدَل مايتحلّل ، از منافذ بسيار رقيقى كه در عروق شعريه است ، بهطور نشو ترشح مىكند ، و در آنجا عمل هضم رابع انجام مىگيرد ، و در اين هضم ، يك فضلى حاصل شود به واسطهء قوّهء مولّده كه از خلاصهء اغذيه افراز و تهيه گردد كه مبدأ مولود ديگر شود ، و قسمتى از خون صافى و خالص كه به قلب وارد شود و در آنجا نيز تصفيه و تعديل شود ، از بخار آنكه در جانب چپ قلب متمركز گردد ، از مجارى مخصوص به سمت دماغ مرتفع شود و در آنجا تشكيل مغز داده شود كه مركز ادراك است ، و تفصيل هر يك از اين امور ، از عهدهء اين اوراق خارج است و كسى احاطه به همهء اطراف آن نتواند پيدا كرد .
اكنون با نظر تأمّل و تدبّر فكر كن كه مواد عالم طبيعت را در چه كارخانه ممكن است اينطور تصفيه و تجزيه نمود و طبخ و نضج كرد ، بهطورى كه يك مادّهء متشابه الأجزاء و متوافق الكيفيَّه در يك موضع ، استخوان به آن صلبى سختى تشكيل دهد ، و در يك موضع ، پردهء چشم يا جليديه يا مغز سر و نخاع به آن لطافت را تشكيل دهد ؟ ! در يك محل ، مركز ادراكات را ، و در يك محل ، مركز تحريكات را ، به آن نظام مرتب دقيق تشكيل دهد ؟ !
آيا كدام فطرت پاك بىآلايش تصديق مىكند يا احتمال مىدهد كه اين نظام به اين دقيقى - كه علماى تشريح و معرفة الأعضاء ، كه چندين هزار سال است با دقتهاى كامل و صرف عمر و بررسى از تشريح اعضاى انسان ، هنوز درست به دقايق و حقايق آن پى نبردند ، و با اين ترقى علمى كه دنياى امروز در اين امور كرده ، باز از معرفت كامل آن ، پايشان در گِل ، و عقلشان فَشَل است - بىمنظِّمِ كامل العلمِ محيطى به همهء مصالح و مفاسد پيدا شده باشد ؟ !
شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى ) — صفحة 123
مساهمون: السيد الخميني
ص١٢٣