فصل دوم اصلاح نفس از جحود
] بدانكه انسان تا در اين عالم طبيعت - كه عالم مادّه و تغيّر است - واقع است ، مىتواند حالت جحود و انكار را - كه از بدترين احوال نفس است و موجب خذلان نفس و خسران ابدى است - تغيير دهد و از تحت تصرّف جند جهل و شيطان بيرون آيد و در تحت تصرّف عقل و رحمان وارد شود ، و آن ، به علم نافع و عمل صالح انجام پذيرد .
اما علم نافع ، تفكر در لطايف مصنوعات و دقايق اسرار وجود است ، و اين تفكر ، از براى متوسّطين ، ابوابى از معرفت باز كند ، گرچه براى كاملين حجاب است ، و اين حسنهء قلبيهء ابرار ، سيّئهء مقرَّبان درگاه است « 1 » .
طريق تفكر در لطايف صنعت بىشمار است ، ولى از همه چيز نزديكتر به ما ، خود ما است و معرفت نفس ، بلكه ساختمان بدن ، بلكه افعال بدن ، طريق معرفت اللَّه است ؛ « مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ [ فَقَدْ ] عَرَفَ رَبَّهُ » « 2 » .
ما اكنون متوجه مىشويم به يك عمل هضمى اين كارخانهء عجيب ؛ يعنى كارخانهء بدن انسان ؛ مىبينيم كه در حيوانات - كه يكى از آنها انسان است - بهحسب تناسب با ساختمان مزاجى هر يك ، اشتهايى به غذاى خاص قرار داده شده ؛ يعنى هر كدام از حيوانات اشتها به يك نوع غذايى دارند كه مورد احتياج
هامش
( 1 ) - اشاره است به : « حَسَناتُ الأَبْرارِ سَيِّئاتُ الْمُقَرَّبينَ » . ( ر . ك : ص 220 )
( 2 ) - « كسى كه خود را شناخت ، پس بهتحقيق خدا را شناخته است » . ( غرر الحكم و درر الكلم ، ص 588 ، حديث 301 )