تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
مدخليت كامل دارد ، و غذاهايى كه بيشتر احتياج دارد به ترشّح ، زيادتر ترشّح به آنها مىشود ، و پس از بلع در معده ، شروع به عمل هضمى مىشود ؛ آن را قوهء جاذبه كه در معده است ، جذب به جدار معده مىكند و يك قوّهء ديگر كه قوّهء ماسكه است ، او را در جدار معده نگه مىدارد ، و ترشّحاتى در معده به آنها مىشود و شروع به طبخ مىشود . پس از مدتى كه عمل معده تمام مىشود يك قسمت آن ، كه لايق است جزء بدن شود ، از عروق رقيقى كه آن را « ماساريقا » گويند ، مجذوب به كبد مىشود ، و جزء ديگر را كه بدن به آن محتاج نيست و تفاله و سفل غذا است ، از مجرايى كه در قسمت پايين معده قرار داده شده است - كه آن را « بوّاب » گويند ( براى آن‌كه در غير موقع احتياج در بسته است ) - وارد معاء اثنا عشرى شود و از آن ، وارد معاء صائم شود ( به تفصيلى كه در تشريح مذكور است ) « 1 » و از آن‌جا دفع شود . و اين قسمت كه لايق است جزء بدن شود ، وارد كبد مىشود و اين ماده‌اى است كه او را « كيلوس » گويند و شبيه به آب كشك است . پس از آن ، كبد مشغول به عمل و طبخ مىشود ؛ و پس از عمل كبدى ، اخلاط اربعه كه آن را « كيموسات اربعه » گويند ، حاصل شود ، و يك قسمت از آن ، كه از همهء قسمت‌ها براى تغذيهء بدن لازم‌تر و صالح‌تر است و آن خون است ، وارد « آورده » شود ، و از آن وارد عروق ديگرى شود - كه آنها را « سواقى » و « جداول » و « رواضع » و « عروق شعريه » گويند - و در تمام بدن منتشر شود و عمل هضمى كه هضم سوم است ،
هامش
( 1 ) - القانون في الطب ، ج 2 ، الكتاب الثالث ، فن 13 ، مقالهء اولى « في أحوال المري وفيالاصول من أمر المعدة » ، ص 283 - 286 .