قرارداد خارج شد ، چنانچه از ساير فطرتها نيز صرف نظر نموديم .
و از آنچه مذكور شد ، معلوم شود كه كفر ، مورد تنفّر فطرت است و از فطريات محجوبه است نه مخموره ، وَالْحَمْدُ للَّهِ أوَّلًا وَآخِراً .
فصل پنجم راه تحصيل ايمان
] اكنون كه معلوم شد ايمان ، غير از علم است و آنچه كه در ما از معارف و حقايق توحيد و اسماء و صفات است علم است و قلب ما را از آنها خبرى نيست و معلوم شد كه تا اين امور به قلب نرسد و قلب به آنها مؤمن نشود اثرش كم است ، بايد انسان در صدد تحصيل ايمان برآيد كه اگر خداى نخواسته از اين عالم - كه دار تغيُّر و تبدُّل است و هر يك از ملكات و اوصاف و احوال قلبى را مىتوان در آن تغيير داد - بيرون رويم و از ايمان ، دست ما تهى باشد ، خسارتهاى فوق العاده به ما وارد خواهد آمد و در خسران بزرگ واقع خواهيم شد و ندامتهاى بىپايان نصيب ما خواهد گرديد ، و در آن عالم ، ممكن نيست هيچ حالى از احوال نفس تغيير كند ، يا اگر ايمان در اينجا حاصل نشد ، آنجا بتوان حاصل نمود .
پس انسان بايد در همين عالم ، اين چند صباح را مغتنم شمارد و ايمان را با هر قيمتى هست ، تحصيل كند و دل را با آن آشنا كند . و اين در اوّلِ سلوك انسانى صورت نگيرد ، مگر آنكه اوّلًا ، نيّت را در تحصيل معارف و حقايق ايمانيه خالص كند و قلب را با تكرار و تذكّر ، به اخلاص و ارادت آشنا كند تا اخلاص در قلب جاىگزين شود ؛ چه كه اگر اخلاص در كار نباشد ناچار دست