تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
غيبيه كه نشئهء باقيه است ، معشوق فطرت است ، پس ايمان به يوم الآخره ؛ يعنى نشئهء مابعد الدنيا ، از فطريات است . و نيز در فطرت تمام بشر ، ثبت است عشق به راحت و حرّيت ، و مقصود از حرّيت ، حرّيت مطلقه است كه نفوذ اراده از شؤون آن است ، و در حيات دنياوى ، اين دو امر ، ممكن نيست ؛ زيرا كه راحت مطلقه به‌هيچ‌وجه يافت نشود ، بلكه تمام راحتىهاى آن مشوب به رنج و تعب است ؛ چه در تحصيل آن و تمهيد مقدمات كثيره براى حصول آن ، و چه در حين حصول آن ، و چه بعد از حصول آن . مثلًا ، يكى از لذّات جسمانى كه نفس به آن متوجه است و از طرق استراحت مىداند ، لذّت ذائقه است - كه لذّت أكل باشد - كه ما اهل دنيا و محجوبان آن را اهميت مىدهيم ؛ اكنون اگر از روى دقّت حساب شود ، براى تحصيل مقدّمات يك غذاى لذيذ در دنيا ، چه تعب‌هايى اهل دنيا به خود راه مىدهند ! از مقدمات بعيده اگر حساب شود ، مصيبت عظيم رخ مىدهد تا وقتى كه آن را تحصيل كرد ، با آن‌همه مزاحمات و معارضات بىشمار ؛ در طبخ و اصلاح آن محتاج به تعبهاى بسيار است ، حتى در وقت أكل نيز مقدماتى دارد كه خالى از زحمت و تعب نيست ، منتها آن‌كه انسان ، چون مأنوس است ، به نظرش نمىآيد ، و پس از خوردن ، اوّل تعب‌هاى هضم و دفع كه هر يك مصيبتى است كه اگر عامّ البلوى نبود و انس نبود ، هيچ وقت انسان حاضر براى تحمل هيچ‌يك نبود . اين حالِ لذّات اين عالم است . اكنون ملاحظه كن دردها و رنج‌ها و مصيبت‌ها و ساير امور را كه انسان در هر روز زندگانى اين عالم به آن مبتلاست ، پس آنچه كه انسان عاشق اوست - كه راحتى مطلق است - در اين عالم ميسور نيست ، ولى در عالم ملكوت - به‌طورى