تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥
كه ارباب شرايع خبر دادند « 1 » - اين راحتى مطلق موجود است ، پس انسان بالفطره متوجه عالمى است كه در آن راحتى بىرنج و تعب ، و لذّتى بىمزاحم و كدورت است . و نيز انسان به حسب فطرت ، عاشق حرّيت و آزادى است كه هر چه بخواهد بكند ، حتى ارادهء او نيز نافذ باشد ؛ به‌طورى كه در مقابل سلطنت و قدرت او مدافع و مزاحمى نباشد ، و معلوم است كه در اين عالم ، همچو قدرت و نفوذ اراده يافت نشود ، لااقلّ طبايع اين عالم تعصّى دارند كه تحت ارادهء انسان باشند - چنانچه واضح است - و اين‌طور سلطنت جز در عالم مابعد الطبيعه - كه بهشت اهل طاعت است - يافت نشود ، پس انسان به حسب فطرت ، مؤمن به نشئهء غيبيه است . و معلوم است كه عشق فعلى و عاشق فعلى ، معشوق فعلى لازم دارد ؛ چه كه متضايفين ، متكافئين در قوّه و فعل هستند ، پس بايد معشوق‌هاى فطرت ، بالفعل باشد تا فطرت به آنها متوجه باشد . و گمان نشود كه شايد انسان در خطا و غلط باشد ، و نفس متوجه به صورت‌هاى ذهنيه و خيالات مو هومه باشد كه اصل ندارد ؛ زيرا كه صورت‌هاى خياليه ، خود ، معشوق نفس نتواند بود ؛ زيرا كه آن صورت‌ها همه محدودند و نفس ، عاشقِ غير محدود است ، و ديگر آن كه ، چون كه اين فطرت ، لازمهء وجود است ، در آن خطا و غلط راه ندارد ؛ چنانچه به برهان لمّى معلوم شده است در علوم عاليه « 2 » ، و اين اوراق گنجايش برهان ندارد ، تا اين قدر نيز از وظيفه و
هامش
( 1 ) - ر . ك : بحار الأنوار ، ج 8 ، ص 71 ، « باب الجنّة و نعيمها » . ( 2 ) - ر . ك : الحكمة المتعالية ، ج 7 ، ص 148 .