اصليه ، داراى همهء كمالات است ، و الّا از كمال مطلق خارج شود ، و معشوق ، كمال مطلق است .
و در سورهء مباركهء توحيد ، كه نسب حق را بيان كند « 1 » ، به همين برهانِ هويت مطلقه ، اثبات احديت و جامعيت ، و تنزيه از نقص را بهطورى بديع كه متعمّقان ادراك كنند ، فرموده .
و چون حقيقت ولايت به نزد اهل معرفت عبارت از فيض منبسط مطلق است - و آن فيض ، خارج از همهء مراتب حدود و تعيّنات است و از آن ، تعبير به « وجود مطلق » شود - فطرت به آن حقيقت متعلّق است امّا تعلّق تَبَعى ؛ چنانچه خود آن حقيقت ، حقيقت مُستَظلّه است ، و آن را تعبير به « ظلّ اللَّه » كنند و آن را « مشيت مطلقه » و « حقيقت محمّديه و علويه » دانند « 2 » .
و چون فطرت ، فناى در كمال مطلق را خواهد ، حصول آن حقيقت ، كه حقيقت ولايت است ، حصول فناى در كمال مطلق است ، پس حقيقت ولايت نيز از فطريات [ است ] ، و از اين جهت است كه در روايات شريفه
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
« 3 » را گاهى تفسير فرموده به « فطرت معرفت » « 4 » و گاهى به
هامش
( 1 ) - اشاره است به اين حديث امام صادق عليه السلام كه فرمودند : « إنَّ الْيَهُودَ سَألُوا رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالُوا : انْسِبْ لَنا رَبَّكَ ، فَلَبِثَ ثَلاثاً لايُجِيبُهُمْ ، ثُمَّ نَزَلَتْ« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ . . . »إلى آخِرِها » ؛ « يهوديان از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله سؤال كردند و گفتند : نسبت خدايت را براى ما تبيين كن . پيامبر سه روز درنگ كرد و به ايشان پاسخى نداد ، سپس سورهء توحيد نازل شد » . ( الكافي ، ج 1 ، ص 91 ، « كتاب التوحيد » ، « باب النسبة » ، حديث 1 )
( 2 ) - ر . ك : مصباح الهداية إلى الخلافة و الولاية ، مصباح 43 ، و نور 4 - 5 .
( 3 ) - « فطرتى است كه خدا همه را بر آن فطرت آفريده است » . ( الروم ( 30 ) : 30 )
( 4 ) - التوحيد ، صدوق ، ص 330 ، حديث 9 ؛ تفسير الصافي ، ج 4 ، ص 132 .