تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( موسوعة الإمام الخميني 49 ) ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
را مبرّا از همهء نقايص - كه بخل نيز از آنها است - مىدانيم ، با اين‌كه علماً اركان توكل براى ما حاصل است و شكّ در هيچ‌يك از اين امور اربعه نداريم ، با اين وصف ، آثارى از توكل در ما نيست . اعتماد ما به مردم و چشم اميد ما به خلايق بيشتر است از خالق . حاجات خود را از مخلوق ضعيف مىخواهيم و دست طمع خود را پيش دونان دراز مىكنيم . دائماً در پى جلب قلوب مردم هستيم ، با آن‌كه مقلّب القلوب را حق مىدانيم ؛ اينها نيست ، جز آن‌كه مذكور داشتيم كه علم به اين اركان ، غير از ايمان است . چون قلب ما از اين علوم خالى است و اين اركان را در قلب وارد ننموديم ، از علم خود نتيجه‌اى حاصل نكنيم . از اين‌جا معلوم مىشود كه درست گفته آن‌كه گفته :
پاى استدلاليان چوبين بود * پاى چوبين سخت بىتمكين بود « 1 »
ما خود با علم بحثى استدلالى و با براهين متقنه ، اركان توكل را دريافتيم و در آنها شائبهء شك و ريبى در ما نمىرود . با همه حال ، از نور توكل در دل ما پرتوى نيست و از صفاى انقطاع از خلق و پيوستگى به حق ، در ما اثرى يافت نشود ، پس اين خاصيت ايمانى نيز از ما مسلوب است و اگر خواص و علائم ايمان نبود ، خود ايمان نيز نيست . آيات شريفه كه خود ، شاهد اين مقاله است ، بيش از آن است كه در اين مختصر بگنجد « 2 » . اين انموذجى است كه از آن ، ديگر آيات نيز معلوم شود . و اما روايات شريفه نيز بسيار است و ما به ذكر بعضى از آن ، اين اوراق را
هامش
( 1 ) - مثنوى معنوى ، دفتر اوّل ، ص 96 ، بيت 2128 . ( 2 ) - براى نمونه ر . ك : الحجرات ( 49 ) : 14 - 15 ؛ الأعراف ( 7 ) : 96 .