دانشمندان و اهل حال و رياضت ، فوائد بيشمار و عوائد بسيار است ، و در اعتزال ، حرمان از معارف و علومْ بسيار است ، و خدمت به خلق - كه از افضل طاعات و قربات است - نوعاً با معاشرات و آميزش دست دهد ؛ لكن چون آفات معاشرت بسيار است و انسان نمىتواند نوعاً خود را از آن حفظ كند ، مشايخ اهل رياضتْ اعتزال را ترجيح دهند بر عشرت . « 1 »
و حق آن است كه انسان « 2 » در اوائل امر كه اشتغال به تعلّم و استفاده دارد ، بايد معاشرت با دانشمندان و فضلا كند ، ولى با شرايط عشرت و مطالعه در احوال و اخلاق معاشرين . و در بدايات سير و سلوك و اواسط و اوائل نهايات نيز از خدمت مشايخ و بزرگان اهل حال بايد استفادت كند ، پس ناچارِ به عشرت است .
و چون به نهايات رسيد ، بايد مدتى به حال خود پردازد ، و اشتغال به حق و ذكر حق پيدا كند . اگر در اين اوقات ، « خلوت با حق » با « عشرت » جمع نشود ، بايد اعتزال كند تا كمال لايق از ملكوت اعلا بر او افاضه شود . و چون حال طمأنينه و استقرار و استقامت در خود ديد ، و از حالات نفسانيّه و وساوس ابليسيّه مطمئن شد ، براى ارشاد خلق و تعليم و تربيت بندگان خدا و خدمت به نوع ، به آميزش و خلطه پردازد ، و خود را مهيا و آماده كند كه تا مىتواند از خدمت به بندگان خدا بازننشيند .
و همين طور اين دستور كلّى است براى صمت و سكوت و تكلّم و ارشاد ، كه در اوائل امر كه خود متعلّم است ، بايد به بحث و درس و تعلّم اشتغال پيدا كند ،
هامش
( 1 ) - إحياءُ علوم الدّين ، ج 2 ، ص 226 ، باب في فوائد العزلة ؛ شرح مصباح الشريعة ، مولى عبد الرزَّاق گيلاني ( ره ) ، ص 157 ، باب 24 ؛ شرح اصول الكافي ، صدر المتألّهين شيرازي ( ره ) ، ج 1 ، ص 368 .
( 2 ) - در اصل : « براى انسان » آمده است .