جاه و مال و منصب و رياست ، طمأنينه نفس را از دست ندهد ، و حقيقت حلم و بردبارى و طمأنينه نفس در انسان پيدا شود ، و قرار و ثبات نفس روزافزون شود .
و براى قلع اين مادّه - كه مايه تمام مفاسد است - انسان هر چه رياضت بكشد ، بجا و بموقع است ، و الحق ارزش دارد . و براى قلع آن ، تفكّر در احوال گذشتگان و تفكّر در قصص قرآنيّه بهترين علاج است . عبرت گرفتن از احوال اشخاصى كه داراى سلطنتها و عظمتها و مال و منالها بودند ، و استفاده از آنها در چند روز محدودى كرده و براى مدتهاى غير متناهى حسرت آن را به گور بردند ، و وزْر و و بال آن شامل حالشان شد ، براى انسانِ بيدار بهترين سرمشق است .
انسان عاقل بايد مقدار زندگانى خود را در دنيا و احتياج خود را به سازوبرگ آن با مقدار زندگانى خود در آخرت و احتياج به سازوبرگ آنجا مقايسه كند ، آن گاه جدّيت خود را در تحصيل سازوبرگ اين زندگانى و آن زندگانى ، تجزيه و پخش كند ؛ ببيند بايد براى صد سال فرضى چه مقدار تهيه كند ، و براى زندگانى ابدى - كه آخر ندارد - چه اندازه تهيه كند ، آن گاه ببيند كه در آن عالم با چه حسرتها و ندامتها مواجه مىشود
« وَ الْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ » .
« 1 »
به خدا قسم كه انسان خسارتش به قدرى است كه اگر اطّلاع بر آن حقيقتاً پيدا كند ، آرام و قرار نخواهد گرفت ؛ تمام سرمايههاى سعادت خود را از دست داده سهل است ، در راه تحصيل شقاوت خرج نموده و با عرق جبين و كدّ يمين براى خود ، جهنّم و آتش تهيه كرده . براى احتياج چند ساله به زندگانى دنيا ، تمام اوقات خود را كه بايد صرف تحصيل زندگانى ابدى كند ، از دست داده و دلبستگى به جائى پيدا كرده كه پس از چند روزى از دست خواهد داد ، و به جز
هامش
( 1 ) - سوگند به زمان . كه انسان در زيان كارى است . ( عصر / 2 - 1 ) .