وقت ، انسان درصدد اصلاح برآيد ، تا آن كه انسان دچار ضعف و سستى پيرى شد و معاصى متراكم و كدورتهاى نفسى زياد شد ، آن گاه نيز با تسويف و تعويق مىگذرانند ، تا اصل سرمايه را از دست بدهد و با خذْلان و خسران ، وارد دار انتقام شود
« وَ الْعَصْرِ * إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ » .
« 1 »
چه خسرانى بالاتر از آن كه سرمايهء سعادت ابدى را در شقاوت ابدى خرج كند و مايه حيات و نجات ، در هلاكت و فناىِ خود به كار اندازد ، و تا آخر عمر از غفلت و مستى به خود نيايد .
فصل پنجم در شمّه [ اى ] از احاديث شريفه در اين باب
در كافى شريف ، سند به حضرت صادق - سلام اللَّه عليه - رساند كه فرمود :
« در آن چيزهائى كه خداى - عزَّ و جلَّ - به داود وحى فرستاد ، اين بود كه : اى داود ! چنانچه نزديكترين مردم به خدا متواضعان هستند ، همين طور دورترين مردم به او متكبّرانند » . « 2 »
اين حديث شريف ، براى اهل يقظه و اصحاب معرفت كفايت مىكند .
تقرّب به حق تعالى سرچشمهء همه سعادات است ، و دورى از آن ساحتِ مقدّس مايه همه شقاوتها است . آنان كه خداخواه و خداطلبند و خود را از جنود خدا محسوب مىدارند و اهل علم مىدانند ، و آنان كه براى تقرّب به حق تعالى به
هامش
( 1 ) - سوگند به زمان ، كه همانا انسان در خُسران است . ( عصر / 2 - 1 ) .
( 2 ) - متن اين حديث شريف ، چنين است :
« فِيمَا أوْحَى اللَّهُ - عَزَّ وَ جَلَّ - إلى داوُدَ - عَلَيْهِ السَّلامُ - : يا داوُدُ كَما أنَّ أقْرَبَ النّاسِ مِنَ اللَّهِ الْمُتَواضِعُونَ ، كَذلِكَ أبْعَدُ النّاسِ مِنَ اللَّهِ الْمُتَكَبِّرُونَ » .
( اصول كافي ، ج 2 ، ص 101 ، باب التواضع ، ح 11 ) .