تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣
بندگان خدا بالاتر و بهتر بداند ، و بر مخلوق خدا سركشى و سرفرازى كند ، و خود را عالِم و بزرگ بخواند ، و ديگران را جاهل و بىمقدار محسوب كند . چه قدر جهل مىخواهد كه انسان گمان كند با اين مفاهيم بىمغز ، خود را به مقام علماء باللَّه رسانده و ملائكه پَرِ خود را زير پاى او فرش كرده ، و با اين خيالات توقّع تجليل و احترام از بندگان خدا داشته ، و راه در كوچه‌ها و جايگاه را در مجالس بر بندگان خدا تنگ كند . اينها غرور بىجا است . اينها جهالت و شيطنت است . اينها ارث ابليس است . اينها ظلمات فوق ظلمات است . علم ، نور است ، و نورْ قلب را روشن كند و وسعت دهد و شرحِ صدر آوَرَد و راه هدايت و سلوك را روشن كند . چه شده است كه در ما اين علومِ رسمى ، ظلمات و ضيق صدر و تدلُّل و تكبُّر ايجاد كرده ؟ ! آيا مىتوان اين الفاظ را علوم دانست و با آن در جهان سرافرازى كرد ؟ عزيزا ! از خواب گران برخيز ، و اين امراض گوناگون را با قرآن و حديث علاج كن ، و دست تمسّك به حبل اللَّه متينِ الهى و دامن اولياء خدا زن ! پيغمبر خدا اين دو نعمت بزرگ را براى ما گذاشت « 1 » كه به واسطه تمسّك به آنها از اين گودال ظلمانى طبيعت ، خود را نجات دهيم ، و از اين زنجيرها و غلها خلاصى پيدا كنيم ، و به سيرهء انبياء و أولياء متّصف شويم . چه شد كه علوم انبياء و اولياء ، هر روز ما را از خدا دور و از حزب عقل بعيد
هامش
( 1 ) - اشاره است به حديث متواتر « ثقلين » كه از رسول خدا - صلَّى اللَّه عليه و آله - نقل شده است در : ( اصول كافي ، ج 1 ، ص 233 ، كتاب الحجَّة ، باب 65 ، ح 3 ؛ همان مصدر ، ج 2 ، ص 305 ، كتاب الايمان و الكفر ، باب أدنى ما يكون به العبد مؤمناً أو كافراً ، ح 1 ؛ صحيح مُسلم ، ج 5 ، ص 26 ، باب فضائل عليّ - عليه السلام - ، ح 36 ؛ مُسند أحمد بن حنبل ، ج 3 ، ص 17 ) .