تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
ذكر احوال رجالِ بزرگ و اولياء و انبياء كه در قرآن كريم و احاديث شريفه وارد شده ، براى تاريخ گوئى نيست ، بلكه براى تكميل بشر است كه از حالات بزرگان عالَم عبرت گيرند و خود را به صفات كريمه آنان و اخلاق فاضله ايشان ، متّصف كنند . و اين حديث شريف را ، خصوص علماء و بزرگان بيشتر بايد مورد نظر قرار دهند ، و از علماء باللَّه و رجال دين دستور اخلاقى و دينى اتّخاذ كنند ، و شيوه بزرگان را با زيردستان و متعلّمان ياد گيرند ، و خود را به اين اخلاق بزرگ الهى موصوف كنند ، و تفكّر كنند در اين كه عيسى مسيح شست و شوى پاى حواريِّين را حاجت خود مىدانست و خود را نيازمند به آن مىدانست ، و اين غايت تذلُّل و تواضع است . و اين كه فرمود : « سزاوارترين مردم به خدمت نمودن به مردم ، علماء هستند » براى آن است كه تواضع ثمرهء علم باللَّه و علم به نفس است . و اين در علماء بايد حاصل شود . آن عالمى كه به صفت تواضع موصوف نباشد و از مردم چشم داشتِ كُرنش و تواضع داشته باشد ، عالِم نيست ، و آن انبار مفاهيمْ رجز شيطانى است . اگر با اين مفاهيم سعادت و سلامت حاصل مىشد ، ابليس نيز بايد سعيد باشد . علمى كه خاصيت خود را از دست بدهد ، حجاب غليظى است كه رهائى از آن ، از همه چيز مشكل‌تر است . و اين كه فرمود : « به تواضع آبادان مىشود حكمت » يا مقصود آن است كه تا در قلب تواضع نباشد ، تخم حكمت در آن سبز نمىكند و رشد نمىنمايد - چنان كه تا زمين نرم سهل نباشد ، نبات در آن سبز و رشد نمىكند - ، و يا آن كه مقصود آن است [ كه ] تا تواضع در علماء نباشد ، نمىتوانند تخم حكمت را در قلوب