بكوش ، و از حيلههاى نفسانى غافل مشو كه نفس و شيطان در كمين هستند ، و در پى فرصت مىگردند كه انسان را از راه حق برگردانند .
هيچ گاه به كمالات خود مغرور مشو ؛ كه غرور از شيطان است . هميشه به خود بدبين باش ، و از سوء عاقبت در ترس و هراس باش .
و اگر ديدى در تو از اين علوم اعجاب و خودبينى و خودپسندى حاصل شده است ، بدان كه طعمهء ابليس شدى و از راه سعادت دور افتادى . و آن گاه نظر كن ببين جز پاره [ اى ] اصطلاحاتِ بىمغز ، چه در دست دارى ؟ آيا مىتوان با اين اصطلاحات ، ملائكة اللَّهِ غلاظ و شداد را جواب داد ؟ آيا مىشود با هيولى و صورت و معانىِ حرفيّه و مانند اينها ، خداى عالم را بازى داد ؟ گيرم در اين عالم كه كشف سراير نمىشود ، بتوان به بندگان خدا تدلّل و تكبّر كرد و با آنها با تحقير و توهين رفتار كرد ، آيا مىتوان در قبر و قيامت هم باز با همين پاى چوبين رفت و از صراط هم مىتوان با اين پاى چوبين گذشت ؟
علم قرآن و حديث ، بايد اصلاح حال تو را كند و اخلاق دوستان خدا را در تو ايجاد كند ؛ نه پس از پنجاه سال تحصيل علوم دينى ، به صفات شيطانى تو را متّصف كند .
به جان دوست قسم كه اگر علوم الهى و دينى ، ما را هدايت به راه راستى و درستى نكند و تهذيب باطن و ظاهر ما را نكند ، پستترين شغلها از آن بهتر است ؛ چه كه شغلهاى دنيوى نتيجههاى عاجلى دارند و مفاسد آنها كمتر است ، ولى علوم دينى اگر سرمايه تعمير دنيا شود ، دين فروشى است و وزر و وبالش از همه چيز بالاتر است .
حقيقتاً چقدر كم ظرفيّتى مىخواهد كه به واسطه دو سه تا اصطلاح بىسر و پا كه ثمرات شيطانى نيز دارد ، انسان به خود ببالد و عُجْب كند ، و خود را از
شرح حديث جنود عقل و جهل ( فارسى ) — صفحة 342
مساهمون: السيد الخميني
ص٣٤٢