مدارا با بندگان خدا . و هيچ كس رفق نكند با كسى در دنيا مگر آن كه مرافقت كند خداى تعالى با او در آخرت . و رأس حكمت ، ترس از خداى عزّ و جلّ است » . « 1 »
و در باب ارتياض نفس و سلوك راه حق نيز رفق و مدارا با نَفس ، از مهمّات به شمار مىرود . و چه بسا كه سختگيرى بر نفس ، خصوصاً در اوائل امر و خصوصاً براى جوانها ، اسباب تنفّر نفس از ارتياض و سلوك شود ، و از زير بار حق فرار كند .
و خيلى اتفاق افتاده كه جوانهاى نورس بعد از چندى اشتغال شديد و مواظبت كامل در مستحبّات ، به كلّى منحرف شدند و لا يبالى به دين گرديدند . و در روايات شريفه اشارهء به بسيارى از اين امور كه مذكور شد هست « 2 » ، و پس از اين - إنْ شاءَ اللّه - بعضى از آنها را مذكور مىداريم .
فصل سوّم در بيان آنكه « رفق » و « مدارا » از جنود عقل و از لوازم فطرت مخموره است ، و « خرق » و « عنف » از جنود جهل و ابليس و از لوازم فطرت محجوبه است .
و اين معنى محقَّق شود پس از آن كه معلوم شود كه رفق و مدارا و مصاحبت و رفاقت ، از جَلَواتِ رحمت رحمانيّه و شئونِ آن است . قلبى كه در آن جلوه
هامش
( 1 ) - متن اين حديث كه از امام سجّاد - عليه السلام - نقل شده ، چنين است :
« كانَ آخِرُ ما أوْصى بِهِ الخِضْرُ مُوسى بْنَ عِمْرانَ - عَلَيْهِ السَّلامُ - أنْ قالَ لَهُ : لا تُعَيِّرَنَّ أحَدَاً بِذَنْبٍ ، وَ إنَّ أحَبَّ الامُورِ إلَى اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ثَلاثَةٌ : القَصْدُ فِي الجِدَةِ ، وَ العَفْوُ فِي المَقْدِرَةِ ، وَ الرِّفْقُ بِعِبادِ اللّهِ ، وَ ما رَفِقَ أحَدٌ بِأحَدٍ فِي الدُّنْيا إلَّا رَفِقَ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ يَوْمَ القِيَامَةِ ، وَ رَأْسُ الحِكْمَةِ مَخافَةُ اللّهِ تَبارَكَ وَ تَعالى » .
( كتاب الخصال ، ج 1 ، ص 111 ، ح 83 ) .
( 2 ) - نگاه كنيد به : اصول كافي ، ج 2 ، ص 70 ، باب الاقتصاد في العبادة .