الدِّيْنِ مَعْرِفَتُهُ » .
« 1 »
و تمام اعمال قلبيّه و قالبيّه و افعال روحيّه و جسديّه براى حصول اين مقصد مقدّس است ، و به غايت بسط معارف الهيّه است . و چون اين مقصد ذاتى استقلالى حاصل نشود مگر به دو امر : يكى « إقبال » به سوى خداى تعالى ، و ديگر « إدبار » از غير حق تعالى و إعراض از ما سوى ؛ از اين جهت ، كليه دعوتهاى الهيّه يا دعوت بر إقبال به سوى حق تعالى است ، يا دعوت [ به ] إعراض از غير اوست .
و كليه اعمال قلبيّه و قالبيّه و ظاهره و باطنه يا نفس إقبال بر خدا و يا اعانت به آن كند ، و يا إعراض از ما سوى اللَّه است يا معين آن است .
و شايد در اين حديث شريف كه اشتغال به شرح آن داريم ، و در احاديث ديگر كه فرمايد : « به عقل گفتيم اقبال كن ! اقبال كرد ، و گفتيم ادبار كن ! ادبار كرد » « 2 » ، منحصر نمودن امر الهى را به « اقبال » و « ادبار » اشاره به همين معنى باشد كه تمام اوامر و نواهى به اين دو مطلب رجوع كند .
و چون اين مطلب معلوم شد ، منزلت زهد و اعراض از دنيا و از ما سوى اللَّه كه زهد حقيقى است ، نسبت به سلوك انسانى معلوم گرديد ، و محقّق شد كه اعراض از غير حق ، مقدمه است از براى وصول به جمال جميل و استغراق در بحر معارف و توحيد ، و خود زهد بنفسه از كمالات انسانيّه و مقامات روحانيّه كه مورد توجه استقلالى باشد ، نيست ؛ چنانچه در احاديث شريفه اشارهء به اين معنى بسيار است .
در وسايل ، از كافى شريف سند به حضرت باقر العلوم - عليه السلام - رساند ؛
هامش
( 1 ) - اوّل دين ، معرفت و شناخت خداوند است . ( نهج البلاغة ، شريف رضي ( ره ) ، ص 39 ، خطبه 1 ) .
( 2 ) - اصول كافي ، ج 1 ، ص 8 ، كتاب العقل و الجهل ، ح 1 ؛ همان كتاب ، ص 20 ، ح 26 .