مقامات انسانيّت را بيان مىفرمودند ، و عارف به مقامات نفس و اسلوب كلمات اهل اللَّه براى كشف مرادات آنها اين نكته را بايد در نظر داشته باشد تا جمع شتات كلمات اولياء و انبياء - عليهم السلام - در اين ابواب بشود .
درجهء دوّم زهدِ خاصه است . و آن عبارت است از اعراض از مشتهيات حيوانى و لذايذ شهوانى براى رسيدن به مقامات عقلانى و مدارج انسانى . و اين درجه ، از علم و ايمانِ به بعض مراتب عاليه از عالمِ آخرت پيدا شود كه به واسطهء آن علم و ايمان ، مشتهيات حيوانى و لذّات جسمانى در نظر ، محقَّر و كوچك شود ، و اين مبدأ اعراض و منشأ انصراف نفس از آنها شود .
و لذّات عقليّه روحانيّه و ادراكات مرسلهء مجرده ، گرچه مورد اعتناء فلاسفه و اعاظم از ارباب علم و دانش هميشه بوده و فيلسوف بزرگ عظيم الشأن ارسطوطاليس ، معلم اوّل ، در اين باب اهميت بسيار داده « 1 » ، ولى اين درجه نيز نزد اصحاب معرفت و ايقان و ارباب حقيقت و عرفان معَلَّل است . و چون اين اعراض براى لذّت است - گرچه لذّت روحانى - ، قدم نفسانى در كار است و آن زهد حقيقى نيست ، بلكه ترك شهوت و لذّت است براى شهوت و لذّت .
درجهء سوّم زهدِ اخصِّ خواص است . و آن عبارت است از اعراض لذّات روحانى و ترك مشتهيات عقلانى براى رسيدن به مشاهده جمال جميل الهى و وصول به حقايق معارف ربّانى . و اين اوّل مقامات اولياء و محبّين است و از مراتب عاليه زهد است ، پس زهد حقيقى صاحب اين مقام را به حسب اوّل مرتبه ، حاصل شود . و زهدِ حقيقى عبارت است از ترك غير خدا براى خدا .
و پس از اين مقام ، اوّل مراتب فنا براى سالك دست دهد كه آن عبارت است
هامش
( 1 ) - اثُولوجيا ( چاپ شده در فلوطين عند العرب ) ، ص 56 ، ميمر 4 و ص 84 ، ميمر 7 .