از فناى از لذّات و عدم التفات به آن . و پس از اين ، مقامات ديگر اولياء است كه مقام را گنجايش ذكر آن نيست ، و ما در اين مقام اكتفا مىكنيم به ذكر همين سه درجه كه از امّهات درجات است .
فصل سوّم در بيان منزلت زهد نسبت به مقام سلوك انسانيّت و كمال روحانيّت
گويا ما در فصلى از فصول سابقه ، بيان كرديم « 1 » كه تمام دعوتهاى حقّهء الهيّه و شرايع كاملهء ربانيّه - چه در كشف حقايق توحيد و سراير تفريد و تجريد ، و چه در بسط فضايل و محاسن اخلاقيّه ، و چه در تشريع احكام الهيّه - بيرون از دو مقصد كه يكى مقصود بالذات و بالاستقلال است و ديگرى مقصود بالعرض و بالتبعيّه است ، نيست .
آنچه مقصد ذاتى و غايت بعثت و دعوت انبياء - عليهم السلام - و مجاهدت و مكاشفت كُمَّل و اولياء - عليهم السلام - است ، آن است كه انسان طبيعى لحمى حيوانى بشرى ، انسان لاهوتى الهى ربّانى روحانى شود ، و افق كثرت به افق وحدت متصل شود ، و آخر و اوّل پيوند به هم شود ، و اين كمال حقيقت معرفت است كه در حديث شريف قدسى اشاره به آن فرمايد :
« كُنْتُ كَنْزَاً مَخْفِيّاً فَأحْبَبْتُ أنْ اعْرَفَ ، فَخَلَقْتُ الْخَلْقَ لِكَيْ اعْرَفَ »
« 2 » در حديث شريف فرمايد :
« أوَّلُ
هامش
( 1 ) - قبلًا چيزى ذكر نكردهاند . لكن در فصل 6 از مقصد 20 ، در ص 380 به اين مطلب تصريح دارند .
( 2 ) - من گنجى پنهان بودم ، پس دوست داشتم تا شناخته شوم ، پس آفريدم خَلق را تا شناخته شوم .
( موسوعة أطراف الحديث النَّبويّ الشريف ، ج 6 ، ص 507 ) .