محتمل است ، ترك از روى بىرغبتى باشد يا بىرغبتى و بىميلى مطلق باشد .
پس معلوم شد كه چهار احتمال مىرود :
اوّل آن كه زهد عبارت باشد از بىرغبتى به دنيا مطلقاً ، چه اعراض كند عملًا يا نكند .
دوّم آن كه ترك دنيا باشد عملًا ، چه بىرغبت باشد يا نباشد .
سوم آن كه بىميلى ملازم با ترك باشد .
چهارم آن كه ترك از روى بىرغبتى باشد .
و شايد احتمال سوم در بين اين احتمالات ارجح باشد ، و بعد از آن احتمال چهارم ارجح است ، و پس از آن احتمال اوّل . و اما احتمال دوم بعيد است ؛ زيرا كه به حسب نصّ اهل لغت ، زهد خلاف رغبت است « 1 » ، چنانچه در اين روايت شريفه هم آن را همانطور معنى فرموده است . و شك نيست كه رغبت در شىء عبارت از ميل نفسانى است ؛ نه عمل خارجى . گرچه رغبت ملازم با عمل نيست ، لكن نوعاً از رغبت نيز عمل حاصل شود . از اين جهت مىتوان گفت كه زهد نيز عبارت از بىرغبتى و بىميلى است كه نوعاً با ترك و اعراض مقارن باشد ، گرچه ملازم نباشد ؛ و اين احتمال پنجم است در معنى زهد .
بالجمله ، در معنى زهد بىرغبتى و بىميلى كه از صفات نفسانيّه است ، مأخوذ است .
فصل دوّم در درجات و مراتب زهد است
بايد دانست كه از براى زهد ، همچون ساير صفات نفسانيّه و مقامات انسانيّه
هامش
( 1 ) - القاموس المحيط ، فيروزآبادى ، ج 1 ، ص 309 .